تبلیغات
همون خرسه که قهوه ای بود

889. دوستم داشته باش!

پنجشنبه 1392/04/27 14:57نویسنده : خرس قهوه ای

 

بعد همینطوری دلمو بگیرم دستم، گردنمو کج کنم و بگم: مگه می شه منو دوست نداشت؟! یه جور لوسی اصن!

برچسب ها: عکس ، عکاسی ، مجسمه ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 1392/04/27 15:05

 

888. نتیجه اخلاقی!

چهارشنبه 1392/04/26 22:19نویسنده : خرس قهوه ای

 
شبای معمولی وقتی شام تموم میشه کسی که سفره رو جمع می کنه اصولا منم. همسری از همون جایی که نشسته می خنده و می گه: می شه من تو جمع کردن سفره کمک نکنم؟؟ و خوب در مقابل همچین سوالی و خستگی ای که می دونی از صبح باهاش دست به گریبان بوده چیزی جز "خودم جمع می کنم" به ذهنت نمی رسه. (بی انصافی نباشه خیلی وقتا یه راه دو تا تیکه می بره و میذاره رو اوپن!) 
امشب جایی بود و دیرتر از وقت افطار میرسید. منم به مادربزرگم قول داده بودم که واسه افطار می رم خونه ش. این شد که سفره افطار رو برای همسری چیدم و چاییش رو ریختم تو فلاسک و غذاشم گرم کردم و رفتم. وقتی برگشتم دیدم نه تنها سفره رو جمع کرده که همه چیز رو هم سر جاش گذاشته!
نتیجه اخلاقی اینکه گاهی آدم ها رو با مسئولیت هاشون تنها بذارین! خودشون از پسش بر میان!!

برچسب ها: ندارد! ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 1392/04/26 22:25

 

تعداد کل صفحات ( 234 ) 1 2 3 4 5 6 7 ...