تبلیغات
همون خرسه که قهوه ای بود - 700. دانه ی محبت

700. دانه ی محبت

دوشنبه 1390/08/2 07:24نویسنده : خرس قهوه ای

 
دختر داییم تعریف می کرد یه روز که تولد یکی از دخترای هم دانشکده ای دادشش بوده همه ی دوستاش تو پارک ملت دور هم جمع شده بودن تا جشن بگیرن. این دختردایی ما و داداشش هم دعوت داشتن. خلاصه دختره که تولدش بوده یه سبد گل رز روبان پیچی شده هم آورده بوده واسه دوستاش هم به عنوان یادگار هم تشکر. جشن تولد که تموم می شه این بچه ها می شینن دور هم فکر می کنن چیکار کنن که یکم بخندن و مسخره بازی در بیارن. می گن می ریم تو دل پارک هرچی پیرمرد و پیرزن دیدیم این گل ها رو می دیم بهشون ببینیم عکس العملشون چیه. خلاصه پسر دایی من می افته جلو و اولین نفر می ره سراغ دوتا پیرمرد که داشتن رد می شدن. اما.... :)

گل ها رو که می ده بهشون انقدر اینا خوشحال می شن و عکس العمل صادقانه ای نشون می دن که قضیه کاملا از شوخی درمیاد. یکی شون براشون یه بیت شعر می خونه و اون یکی 10 تومن درمیاره می ده می گه اینو بدین به اون دوستتون  که تولدش بوده! به همین سادگی این بچه ها بسیج می شن که اون روز دل هرچی پیرمرد و پیرزن هست تو اون پارک رو شاد کنن. و می کنن! دخترداییم می گفت انقدر این آدما ذوق می کردن از گرفتن این شاخه گل که فکر می کردی حتی اگر همه ی دنیا رو بهشون هدیه می دادی انقدر خوشحال نمی شدن.

می دونین؟ غر زدن و گله شکایت کردن از اینکه مردم بی فرهنگن و بی ادبن و بی اعصابن هیچ کاری نداره. دعوا راه انداختن و پشت چشم نازک کردن و بی محلی هم آسونه. اما هنر رو وقتی کردی که یه لبخند به لب این مردم خسته بکاری. خداوکیلی چندبار تا حالا با خودت گفتی من همه ی مردم این سرزمین رو دوست دارم و امروز که از خونه می رم بیرون با خودم عهد می کنم حداقل دل یک نفر رو توی این شهر بزرگ شاد کنم؟!

به قول آقای پیری که باعث جریان گرفتن اون موج شادی تو پارک ملت شد:

در خرمن کائنات کردیم نگاه
یک دانه محبت است و باقی همه کاه



برچسب ها: محبت ، پارک ملت ، تولد ، مردم ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 1390/08/5 14:38

 
سه شنبه 1390/08/10 12:38
بله ! درجریان هستم که خدا همه ی بارو ن هاشو به هرجائی داده الا ما ...

جدن داریم عقده ای میشیم ما اصفهانیا ! پریشبا بود یه دوتا قطره درحد اب پاشی بارون اومد ،نمیدونی مردم چه حالی به هولی شده بودن..

هوووووووووووووف!
بااااااااااااااااارون میخوایم...
خرس قهوه ای
اخه اون زاینده رود رو هم بستن آدم غمش می گیره کلی :(
دوشنبه 1390/08/9 17:58
منم خوبممممم

بهترم میشم فک کنم

خانواده خوبن ؟ :دی
خرس قهوه ای
قربونت سلام می رسونن :دی
دوشنبه 1390/08/9 01:55
یعنی من شیفته این تله پاتی ام
منم داشتم به همین فکر میکردم این روزااا

...

نتم قطع بود یه مدتی راستش :|
کلا چطوری ؟ :دی
خرس قهوه ای
خوووووووووووووووب. تو چی؟ :)
شنبه 1390/08/7 18:53
چه کار ناااااااازی

خرس قهوه ای
ا؟ تو کجا بودی ی ی ی؟ دیروز داشتم فکر می کردم یه پست بزنم بگم مژگان کجایی پَ؟؟؟؟؟
شنبه 1390/08/7 10:40
مریم ،کامنتدونی پست بالا بسته ست یا بازنمیشه آیا؟ اگه بسته ست و من این نظررو میدم ،قبلش معذرت میخوام چون بستیش دیگه
:
باروح پریشونم چه کنم ، وقتی که بارون نمیزنه !
(اصفهان ،خشک و آفتابی ست و ما درحسرت باران ...)
خرس قهوه ای
آخی...ایشالا این توده هوای طوفانی که مارو غرق کرد بدوه بیاد پیش شما :)
اخه دو روزه مثه سیل داره بارون میاد. نمی دونی چه هواییه ه ه ه ه
شنبه 1390/08/7 10:37
محبت که بپاشی ، محبت درو میکنی ،فقط کافیه زمین حاصلخیزشو پیدا کنی!
جمعه 1390/08/6 19:02
در خرمن کائنات کردیم نگاه
یک دانه محبت است و باقی همه کاه ...
خیلی زیبا بود. چه کار قشنگی کرده بودن ها
خرس قهوه ای
در مورد کامنت خصوصیت...
خوشحال هم می شم عزیزم :*
پنجشنبه 1390/08/5 14:36
سلام.
ممنون بابت پیشنهادهای متینت و وقتی که گذاشتی.
پینشهادهای خوبی بودن. حتما تو لیستم می ذارم شون
خرس قهوه ای
موفق باشی :)
چهارشنبه 1390/08/4 21:55
چه کارِ قشنگی :)

قولِ اقاهه قابل خوندن نیست چرا ؟؟؟
فونتش همش از این دستاس که داره می نویسه :(
خرس قهوه ای
اوا! اذیت نکن! جدی می گی؟؟ الان درسش می کنم
چهارشنبه 1390/08/4 20:32
یک سوال فنی بپرسم؟ میدونم عیب داره ولی خوب نگو نه نمیشه . خود گوگل ریدر برای من فیلتره ولی این بلاگ رولینگ گوگل ریدری تو برام فیلتر نیست؟ میدونی که خودمم وی پی ان ندارم . چجوری میشه همچین چیزی؟
خرس قهوه ای
نه گوگل ریدر فیلتر نیست. باید از جیمیل بری توش. اول لاگین کن تو جی میل. بعد اون بالا گزینه ی more رو که بزنی گوگل ریدر اونجاست.
سه شنبه 1390/08/3 23:33
امشب یه جس اصی داشتم.اینم که خوندم دیگه عجیب حالم عوض شد.خیلی خوب بود.خیلی.دستشون درد نکنه.کاش بتونیم همین جوری الکی الکی دل همدیگه رو شاد کنیم.مرسی خرسی
خرس قهوه ای
مرسی از بچه هایی که کار به این خوبی کردن :)
دوشنبه 1390/08/2 22:36
عزیزمممممممممم
خرس قهوه ای
:*
دوشنبه 1390/08/2 21:55
جالب بود..
حالا مرمر بانو شما واسه شاد كردنه دل من چیكار كردی....؟نه واقعآ چی كار كردی..كاپ كیك...؟ابدااااا...اصرار نكن..نمی خورم..دوس ندارم
خرس قهوه ای
:|
دوشنبه 1390/08/2 21:05
خیلی کار قشنگی کردن.....واقعا دست....دست..
خرس قهوه ای
خانوما رقص :دی
دوشنبه 1390/08/2 16:03
البته
دوشنبه 1390/08/2 14:14
چه كار باحالی!! اینقده الان من خوشم اومد از اینكار اگه اونجا بودم و بهم گل میدادن ماچشون میكردم!! مریم خانوم این كاپ كیكات ادمُ روانی میكنه در ضمن!
خرس قهوه ای
بیا واست بپزم عسیسم :*
دوشنبه 1390/08/2 13:19
ای بابا ثبت نشد فکر کنم :( اره عزیز دارم.. وی پی ان خواهرم هست... تو کامنتی که فکر کنم ثبت نشد نوشتم که این حرف امروز تو من رو یاد اون حرف معروف ان اف کندی انداخت که توی یه سخنرانی به مردم کشورش گفته : اگر کشورتون براتون کاری نکرده شما تا حالا برای مردموتون چه کردید؟
خرس قهوه ای
خوب پس برو تو لینک اصلیش. همه چیز رو تصویری توضیح داده. آدرس وبلاگش اینه:
www.cheftayebeh.blogspot.com
دوشنبه 1390/08/2 09:36
من عاشق این شیطنت ها هستم
خرس قهوه ای
به شرطی که باعث اذیت کسی نشه و مثل اتفاقی که واسه این بچه ها افتاد آخرش ختم به خیر شه :)
دوشنبه 1390/08/2 09:33
سلام.خیلی خیلی كارقشنگ وخاطره ای آموزنده بود.حرفتان درست هست.هركه هستیدوهركجاكه هستیدشادوسلامت باشید.
خرس قهوه ای
ممنونم. به همچنین :)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر