تبلیغات
همون خرسه که قهوه ای بود - 796. نُه انگشتی!

796. نُه انگشتی!

جمعه 1391/06/17 23:46نویسنده : خرس قهوه ای

 
این روزا سرگرم اسباب کشی خانواده ی همسری هستیم. مادر همسری که از بعد از عمل دیسکشون رسما از پا و کمر افتاده ن (دست دکترشون درد نکنه واقعا!!!) خونه هم بزرگه و وسائل هم وحشتناک زیادن و خلاصه کلی کار هست برای انجام دادن. تو اینجور مواقع پرفشار با حجم کار بالا، همیشه آسیب فیزیکی به افراد اجتناب ناپذیره! یکی کمرش درد می گیره، یکی دستش رو می بره، یکی از رو نردبون می افته پایین....!!! مام یه آسیب دیدیم مسخره!!! دقت داشته باشین:




این دست که می بینین دست چپ بنده ست. چیز عجیبی ممکنه در نگاه اول نبینین. اما خوب که دقت کنین می بینین که انگشت سبابه جان باد کرده ن! یکم که بیشتر دقت کنین درد هم می کنه!! :|   حالا چرا تو فنجونه؟؟ چون این فنجون پر از آب گرم و نمکه بلکه یکم باد این انگشت بخوابه! هنوز متوجه ورم انگشت سبابه ی من نشدین؟ اشکالی نداره. احتمالا شمام مثل برادر شوهر جان معتقدین "دست" من کلا باد کرده نه فقط انگشتم! :|  (کلا دست های من شخصیت منحصر به فردی دارن برای خودشون!)
حالا چرا انگشت بیچاره ی من اینجوری شده؟ شما اگر فهمیدین به منم بگین! چون نه به جایی خورده، نه لای در رفته، نه چیز تیزی توش فرو رفته...هیچی. خودش با خودش تصمیم گرفته باد کنه!! راستش من نمی دونم تو اینجور مواقع باید با موضع درد چیکار کرد! شماها اگر می دونین می شه من فلک زده رو راهنمایی کنین؟؟ :((

بعدا نوشت: شاید این عکسه بهتر نشون بده. آقا نشنوم کسی متوجه باد کردن انگشت من نشده باشه ها!!!

برچسب ها: اسباب کشی ، درد ، مریضی ،
آخرین ویرایش: شنبه 1391/06/18 00:23

 
دوشنبه 1391/06/27 20:27
عکس انگشتت توی فنجون که دیدم یاد خاله ام افتادم. دختر خاله ام انگشتش مثل شما شده بود و بعد کلی کرم مالی، انگشتش رو کرده بود تو یه لیوان. بعدشم آب لیوانه رو خالی نکرده بود. خاله ام هم تشنه از راه رسید و همین که یه قلپ خورد همه جیغ زدیم این آبه انگشتیه:دی خلاصه که تا چند دقیقه چندش ناک نشسته بود و با چشماش دختر خاله ام رو فحش بارون میکرد!!! (البته جلو ما آبروداری کرد وگرنه کتکه رو شاخش بود)
خرس قهوه ای
=))))) وای حالم بهم خوووووووووووورررررررررررد :))))
یکشنبه 1391/06/26 04:21
بی خیال دسته....فنجونت عین فنجون دم دستی منه که بعد یه مدت هر چی گشتم نتونستم یه دست دیگه پیدا کنم
خرس قهوه ای
:دی
سه شنبه 1391/06/21 00:09
ساعت 00:07 بامداده
تو وبلاگت چیزه جدیدی آپلود نشده
تعداد افراد آنلاین رو زده 3!
ینی باور کنیم؟!!!!!!
خرس قهوه ای
فکر کنم شمارنده هه مشکل داره!
دوشنبه 1391/06/20 09:16
مریم جان چرا متوجه نمیشی . خدا خواسته با این بهونه از زیر کار کردن در بری دیگه .
به این میگن یه معجزهبعد اسباب کشی خوب میشی. میگی نه ... نیگا کن
خرس قهوه ای
:)) الی! منم به همین قضیه خیلی فکر کردم :))
یکشنبه 1391/06/19 11:48
لینک کارگاه آشپزسازی رو برداشتی یا مشکل گوگل ریدره که نمیاد؟
خرس قهوه ای
هستش که. همین بغله دقیقا. من دارم می بینمش.
یکشنبه 1391/06/19 06:38
انگار یکم حالت سوختگی داره سر انگشتت

با مواد شوینده خاص یا جدید کار نکردی..؟

خرس قهوه ای
نه. به خاطر ورمشه که اینطوری قرمز شده.
شنبه 1391/06/18 15:45
اثر انگشتت شبیه قاتلاست!
قتل میخواد دلش
انجام بده، خوب میشه
تضمینی
خرس قهوه ای
من سکوت می کنم! :|
شنبه 1391/06/18 15:22
من متوجه شدم باد کردگیش مشخصه
میگم نکنه میخچه ای چیزیه؟
نیس؟سر انگشت میخچه نمیزینه؟ ولی آخهیادمه واسه دخترخاله م یه بار سرانگشتش یه چی شبیه میخچه زده بود
یه کم صبر کن ببین چی میشه
بعدشم خیلی وقتا آدم فکر میکنه دستش به جایی نخورده ولی خورده
مثلا تو خواب
خرس قهوه ای
نه من تا حالا میخچه نداشتم. نه توی پا نه دست. حتی فکر کردم شاید ناخونم ریشه کرده ولی بادکردگیش اصلا در محدوده ی ناخون نیست. بیشتر سر انگشتم درد می کنه. و اینکه زیاد نمی تونم تا کنمش.
شنبه 1391/06/18 12:18
تو کلاً با انگشتات کار خاصی انجام میدی؟

خب مامان من این مشکل و دارن ولی کارشون کلا با انگشتاشونه، حالا سن هاتون که نزدیک همه :دی

میپرسم میگم بت :)
شنبه 1391/06/18 12:18
تو کلاً با انگشتات کار خاصی انجام میدی؟

خب مامان من این مشکل و دارن ولی کارشون کلا با انگشتاشونه، حالا سن هاتون که نزدیک همه :دی

میپرسم میگم بت :)
خرس قهوه ای
مریم؟؟ :|
نخیرم کار خاصی نمی کنم اصنی. فکر کنم اسباب کشی به مذاقش خوش نیومده.
شنبه 1391/06/18 09:23
سبابه کدومه؟‌:د
خرس قهوه ای
:|
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر