تبلیغات
همون خرسه که قهوه ای بود - 847. Home Sweet Home

847. Home Sweet Home

دوشنبه 1391/12/28 07:16نویسنده : خرس قهوه ای

 
خوب من خیلی دلم می خواست این پست رو از خونه ی جدید بنویسم، اما به حدی تُن تُن کارتون، تُن تُن کارتون(!) توی این خونه هست که ترجیح می دم لپ تاپ رو نبرم اونجا. جنبه ندارم که. به جای کار کردن می شینم سر اینترنت گردی و بلاگ خونی و اینا!
از حال ما اگر بپرسید ملالی نیست جز یه هفته تو خاک و خل شنا کردن!!! از اونجایی که مدرسه ذره ای مجال تنفس به من نمی داد و من مجبور بودم روزی یه دونه کارتون ببندم، پنجشنبه که مامان خرسه اومد کمکم تا همه چیز رو جمع کنم، کلی یاد آسفالت  کف خیابون رو کردم! :| یعنی احساس می کردم جاده ی این اسباب کشی صاف افتاده رو دهن من!!! :| از صبح ساعت شیش با یه حلقه چسب و یه قیچی و بغل بغل کارتون و نایلون حباب دار، داشتم قیییییییییییژ قییییییییییییژ تیر و تحته بسته بندی می کردم. من یه تزی دارم که می گم: "کارگر اسباب کشی میاد که وسائل خونه ت رو بترکونه!! پس در این جنگ تن به تن ، این تویی که باید جون وسائلت رو نجات بدی!" خلاصه نشون به اون نشون که شنبه وقتی خواهرام اومدن کمکم که کارتون ها رو باز کنیم و وسائل رو بچینیم، از توی یه کارتون موزی، سه تا دسته روزنامه آگهی های همشهری درمیومد که وسطش یه دونه کاسه ماست خوری بود! من چی فکر کردم آخه؟؟
راسش من خیلی متحیر مونده م!! من آدمی ام که هرچیزی یک سال بی استفاده تو کمد و کشو و کابینت بمونه، تو خونه تکونی رد می کنم بره. تازه غیر از اون در طول سال که دوبار لباس ها سرد و گرم می شن، نصف بیشترشون رو رد می کنم. اونوقت اینهمــــــــــــــــــــــــــــــــــــه وسیله چه جوری توی یه خونه ی 65 متری جا شده بودن که الان هیچ رقمه جمع نمی شن؟؟! برادر کوچیکه ی همسری اومده بود میون اثاث ها می گفت شما که از ماها بیشتر وسیله دارین :)) البته این اغراقی بیش نبود. چون اگر این اسباب کشی من رو یاد آسفالت می ندازه، اسباب کشی اونا منو یاد شب اول قبر می نداخت :))
خلاصه ما با همون داستان های تکراری همه ی باربری ها و بدقولی ها و دعواها و داد و بیداد ها، جمعه رسما اسباب کشی کردیم. و چون هنوز تصمیم نگرفته بودیم کدوم اتاق، اتاق خواب بشه و کجای هال مهمون خونه باشه و کجاش نشیمن، لذا هرچی گل دستمون اومد چیدیم رو سر هم! به صورتی که سه روزه من دارم دور خودم می چرخم و می بینم جوراب تو یخچاله، شامپو لای لباس هاس، جارو تو کابینت ادویه هاس، تخت خواب تو حمومه، مبل تو کمده، و ادکلن ها توی ماشین لباس شویی!
راسش من خیلی امیدوارم که تا سال تحویل خونه جمع بشه! یعنی بدجوری امیدوارم هااااا! الانم منتظرم ماشین لباس شویی مامان خرسه از حرکت بایستد و من روکش های مبل هام رو بر بدارم و روی کولم تا خونه مون حملش کنم، و تنهایی بقیه بدبختی هام رو سر و سامون بدم! :))
بعید می دونم دیگه تا سال نو بتونم چیزی بنویسم. ایشالا هرجا هستین سالم و سلامت باشین و دلتون شاد باشه. سال خوبی داشته باشین. دم سال تحویل منم دعا کنین :)
عیدتون پیشاپیش مبارک.



آخرین ویرایش: - -

 
سه شنبه 1392/01/6 10:41
انشالله که امسال سراسر برکت و آرامش باشه براتون.
دوشنبه 1392/01/5 11:36
سلام و درود
سال نو بر شما مبارک
امیدورام سالی پر از سلامتی و سفر پیش رو داشته باشید
خرس قهوه ای
ممنونم از شما آقا شهریار. به همچنین برای شما هم سالی شاد و پربار آرزو می کنم :)
یکشنبه 1392/01/4 17:51
سلام عیدت مبارک
خرس قهوه ای
عید شما هم مبارک
شنبه 1392/01/3 16:14
سلام عزیز
نوروزت مبارک ...
من یکی از اعضای پرتابه هستم. می دونی بعضی وقتا یه سری حرفا هستن که نه می شه تو وبلاگ نوشتشون ( یعنی به اندازه ی یه پست وبلاگ نیستن) و نه دوست داری از بین برن...
من اومدم بهت بگم که پرتابه دقیقا جائیه واسه این حرفا یعنی می تونی تو پرتاب های 198 کاراکتری همه ی حرفای مینیمالت رو بنویسی
ما تو پرتابه کپی پیست نمی کنیم و خوشحال میشیم که تو هم بیای تو جمع ما و از نوشته هات بهره مندمون کنی...
منتظرتیم
خرس قهوه ای
میام یه سر می زنم.
پنجشنبه 1392/01/1 00:59
عیدت مبارک عزیز دل. من دارم میام تهران و فکر می کنم کم بمونم. جمعه شب می رسم...یعنی نصفه شب البته. انشالله بشه همدیگه رو ببینیم. می بوسمت
خرس قهوه ای
وای چقدر خوب. تا کی هستی؟ ما جمعه تا دوشنبه می ریم اصفهان. حتما یه برنامه بریزیم. شماره منو داری دیگه؟
دوشنبه 1391/12/28 23:06
به به ! همه چی مبارک ::)
عید شما مبارک ... سال خوبی داشته باشی خرسی جونم
دوشنبه 1391/12/28 22:06
پشم های نو مبارک.
نه نه :))) خونه ی نو مبارک :* ایشالا به سلامتی همیشه شاد و خندان توش زندگی کنید :) زودی وسایلو بچین تو یه خرس قوی هستی که زود همه چی رو جمع و جور می کنی و عید شاد و خندان استراحت می کنی :دی راستی من همیشه در راه برگشت از دانشگاه می بینم تابلوی خیابونتونو ، زود میام پیشت :))) زود :دی


عیدت مبارک :* همیشه شاد باشید
دوشنبه 1391/12/28 21:04
مریمی ....مریمممممی. مریمیییی ( با جیغ بخون ) خیلی مبارک باشه از ته قلب میگم. اصن همین که خ ایران نشین شدی خودشششششش یه دنییااااا تبریکات داره. ترخدا عکس یادت نره. با خاطره ی خوب سال رو تحویل کنیم. همین خاطره های کوچولو و خوب
دوشنبه 1391/12/28 16:17
سال نو تو هم مبارک. انشاالله همیشه شاد و خندون باشی. زودتر هم کارهات سر و سامون بگیره.
دوشنبه 1391/12/28 12:31
مبارک باشه
هم عید و هم خونه جدید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر