تبلیغات
همون خرسه که قهوه ای بود - 853. من به خودم بدهکارم!

853. من به خودم بدهکارم!

چهارشنبه 1392/01/21 00:12نویسنده : خرس قهوه ای

 
شاید تا یه جایی تقصیر به گردن پدر و مادرهامون باشه که استعدادهای ما رو نشناختن یا علایق ما رو دست کم گرفتن و زود گذر تصور کردن و جلوی یه سری اتفاقات سرنوشت ساز توی زندگیمون ایستادن. اما از یه جایی به بعد همه چیز پای خودته. اینکه همچنان توی جاده ای قدم برداری که دیگران برات ساختن، یا برگردی به پشت سرت نگاه کنی و تصمیم بگیری که اشتباهاتت رو جبران کنی و راهی رو بری که مال توه. مال خود خودت.
من تجربه های عجیبی رو توی این 28 سال از سر گذروندم. راه های خیلی زیادی رو رفتم. تو اکثرشون هم موفق بودم. من نباید می رفتم رشته تجربی، ولی رفتم. من نباید شیمی می خوندم ولی خوندم. من از خوندن مترجمی لذت بردم اما این راه اصلی من نبود. زبان انگلیسی برای من یه فرع بود. من بسکتبال بازی کردم و تا کاپیتانی پیش رفتم اما چیزی نبود که بخوام ادامه ش بدم. من تجربه اسکواش و شنا دارم ولی اینا راه من نبودن. من عاشق عکاسی ام اما کارم عکاسی نیست. من توی تدریس موفقم اما دبیری شغل من نیست. من کلاس طراحی آناتومی رفتم اما اغوام نکرد. من حتی معرق رو تجربه کردم اما جذبم نکرد. اصلا اگر بخوام بشمرم حوصله تون سر می ره. ولی چیزی که تو همه ی تجربه های من مشترک بود جای خالی علاقه ی واقعیم بود. چیزی که اولش به خاطر عدم موافقت خانواده م سمتش نرفتم و بعد سالها گمش کردم و حالا می ترسم براش دیر شده باشه... هنر!
من هیچکدوم از این کارا رو لازم نبود بکنم. من می تونستم از همون اول برم گرافیک. بعد تو دانشگاه هنر نقاشی بخونم. بعد کارشناسی تصویر سازی بگیرم. و بعد یک عمر کیف کنم، کیف! شما نقاشی های منو ندیدین. همشون کار دست کودک درونم هستن! برای همین طراحی آناتومی جذبم نکرد. یا طراحی اجسام. همه نقاشی های من کارتونی ان.
می دونین؟ احساس می کنم به خودم مدیونم. احساس می کنم 28 سال دنبال هیچی کشوندمش و حالا دست به کمر ازم طلبکاره و سهمش رو می خواد از این زندگی. نمی خوام فکر کنم که دیگه دیره. چون حتی اگر همین امروز آموزش تصویرسازی ببینم بهتر از فرداس. که اگر همون پارسال که انجمن تصویرگران رو پیدا کرده بودم سراغش رفته بودم امسال براتون نمونه های نقاشیم رو می ذاشتم. "هیچوقت دیر نیست." دلم می خواد این جمله رو روی دماغم بچسبونم تا همه جا ببینمش.
آره...من دلم می خواد یه کتاب داستان به بچه های سرزمینم هدیه بدم که تصویرسازیش کار خودم باشه. خود خودم!


برچسب ها: هدف ، تصویرسازی ، انجمن تصویرگران ، نقاشی ، طراحی ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 1392/01/21 00:41

 
سه شنبه 1392/01/27 12:12
پس بجنب تا دیر نشده ومثل من 40 رو رد نکردی
دوشنبه 1392/01/26 10:27
هیچ وقت برای انجام دادن کار مورد علاقه دیر نیست... منم عاشق نقاشی ام... منم سالهاست بهش توجه نکردم و پشیمونم...
یکشنبه 1392/01/25 23:34
و در ضمن ببخش که هر دو کامنتم کاملا نامریوط بود به محتوای نوشته ات. میدونم اینکار چفدر لج اوره :دی :*
خرس قهوه ای
این چه حرفیه؟ یو آر آلویز ولکام :*
یکشنبه 1392/01/25 21:05
سلام عزیزم
به نظرم رسیدن به این خودشناسی اگه دقیق و درست باشه تو این سنی که هستی عالیه؛حتما دنبالش برو
موفق باشی
یکشنبه 1392/01/25 19:38
انتخابت حرف نداشت از خوندن شعری که برامون گذاشتی کلی لذت بردم!
یکشنبه 1392/01/25 12:39
ولی من فکر می کنم رفتن همه این راه ها و انجامشون لازم بوده... خیلی هم خوبه که لااقل می دونی چی برای شماست! در ضمن 28 اصلا اصلا سن بزرگ و زیاد و دیر نیست ها! اصلا! به سن ما ها برسی چی می خوای بگی پس!
خرس قهوه ای
من از الان حس پیری دارم...
شنبه 1392/01/24 23:40
هه اونوقت میشی مث خواهر من ..
خیلی رشته ی خوبیه .. من با اینکه خودم استعدادش رو ندارم کارهای مریممون رو که می بینم کلی ذوق مرگ میشم :-)
خرس قهوه ای
همونجا که هستی وایسا اومددددددددددددددددددددددددددددم
جمعه 1392/01/23 19:47
خرس قهوه ای ! تو یه بار گفته بودی که دانشکده شیمی تهران شمال بودی؟ درسته؟ چقدر اونجا درس خوندی؟ همون که تو کوچه دفتریه؟ ای خدا چقققدر تفاهم در تفاهم ممکنه اخه دختر؟ !!!!
ورودی چه سالی بودی؟ باید ببینم کیا رو میشناسی
خرس قهوه ای
اوا تو هم اونجا بودی؟ من سه ترم بودم. سالش رو مطمءن نیستم. فکر کنم هشتاد و دو
جمعه 1392/01/23 17:43
واااو این نقاشیه کار خودته؟!
خرس قهوه ای
نخیر :-)
پنجشنبه 1392/01/22 18:15
سلام خرسی
در راستای موافقت با همون دو خط اول بگم که الآن چند روزه با مامان بابام در حالت قهر به سر میبرم
من هم باهات موافقم ولی من از اونور بوم افتادم :))
من انقدر بین علائق مختلف موندم که عملا نمیدونم کدومشو باید انتخاب کنم و ادامه بدم و واسه همین خیلی وقته و خیلی ساله که توی یه نقطه موندم و فقط دور و برم و نگاه میکنم و گیج میزنم ...
اگه هرکدومشو انتخاب کنم یکی دیگشو باید حذف کنم یا واسه یه مدت طولانی بزارمش کنار ...
تنها پیشرفتی که تو زمینه تصمیم گیری تو این چند سال داشتم شنا بود که رفتم و فک میکردم دوسش دارم ولی نداشتم و از لیست علاقه مندی هام فعلا حذفش کردم ...
بقیه ذهنم پره از انتخابهای مختلف بین رشته های درسی و ورزشی و هنری و زبانهای دیگه و ...
فقط روزهامو میگذرونم و فکر میکنم و به نتیجه ای نمیرسم که از کدومش باید شروع کنم ، همه هم میگن شروع کن یکیشو ولی تو عمل خیلی سخته حذف یه سری علاقه مندی هات و رفتن دنبال یه سری دیگشون ... حتی خیلی وقتا که یکیشو شروع کردم چون ذهنم دنبال اون چندتای دیگه بود همون اولی رو هم نتونستم ادامه بدم و به قول دوستم تو یه حلقه تکراری افتادم
...
تو که فهمیدی زود شروع کن :*
پنجشنبه 1392/01/22 11:57
عزیزم خیلی مونده تا سی سالگی....خیلی کار میتونی بکنی و از الان بگم که اولین کتابت رو با امضا میخام.....
پنجشنبه 1392/01/22 10:23
آخجون! :)

نمیدونم، میخوای هم تو بیا زیارت مشهد، به فانت! هم برس ;)
چهارشنبه 1392/01/21 23:22
salam
hala khobe ke alanam peidash kardi!
man ke salhast hamechio hame reshte e ro daram tajrobe mikonamo hichi ke jazbam kone nemiabam!
hichi jazabiate mondegari vasam nadashte o nadare!
in mozo hata to darso mashghamam bod!
lisans ye chi ghabol shodam,taghir dadam raftam ye chi dige,vase fogh bara chize sevomi khondam,akharam ye chize chaharomi ghabol shodam!hich kodomam erza nemikone rohe mano!
kheili delam mikhad peida konam alaghamo o kalamo bendazam paen beram donbalesh!
ye soal!
in kashfo peygiri asare oon ravanshenase nis?hom?!
be shedat ehsas mikonam ravanshenas lazemam,ama vizitashon kheili balas,polesho nadaram
چهارشنبه 1392/01/21 19:04
کامنت قبلیه مال من بود. یادم رفت اسمم و بنویسم. این میهن بلاگم نه یه اهننی، نه یه اوهوننی! زرتی ارسال کرد.
چهارشنبه 1392/01/21 19:03
از کجا انقد مطمئنی که این همون گمشده هه است؟ از کجا نه معلوم که بری اینم یاد بگیری باز اونی نباشه که واقعا میخای؟به نظرم اصل زندگی همین رسیدن و یه چیز دیگه خواستنه..
خرس قهوه ای
نقاشی چیزی بوده که تو همه جای زندگی من بوده و در عین حال چون هیچوقت حرفه ای دنبالش نرفتم جای خالیش رو حس کردم. توضیح دادنی نیست. یه حسیه که مطمءنم می کنه.
چهارشنبه 1392/01/21 18:30
فقط عکاسی رو کنار نذار که من تو برنامه م هست بیام با همسری مدلت شیم D:

منم نقاشیات واسه بچه‌های کلاس زبان یادمه، عالی بودن :) حتما موفق میشی
خرس قهوه ای
نه اون فانه. همیشه هم باهامه :-)
کی میای؟ :-D
چهارشنبه 1392/01/21 16:42
آقا 150 تومان میگیریم آنفرند می کنیم
من اما عمران رو دوست داشتم ، دوست دارم ، ریاضی رو دیوانه وار دوست دارم ، حتی عشقم به ادبیات و فلسفه و خواندن هم نتوانست جلومو بگیره از ریاضی نخوندن .
خرس قهوه ای
یعنی مارو به صد و پنجاه تومن می فروشی دیگه آره؟ :|
آدم عشقش رو نباید رها کنه
چهارشنبه 1392/01/21 11:52
مریم اگه اشتباه نکنم اون چند سالا پیش نقاشیاتو میزاشتی. که برای نینی ریحان میکشیدی. درسته؟ خلاصه دیدم کاراتو. من واقعا کیف میکردم. به نظرم چون استعدادشو داری و دستت هم روونه برو دنبالش. چیزی نیس که فقط علاقه داشته باشی و تازه بخوای بری یادش بگیری.
اینی که گذاشتی کار خودته؟
امیدوارم موفق باشی خرسی هنرمند
چهارشنبه 1392/01/21 09:25
این نقاشیو خودت کشیدی؟؟
:)
خرس قهوه ای
نه بابا من اگه بلد بودم اینجوری کار کنم چه نیازی به کلاس داشتم؟ :))
چهارشنبه 1392/01/21 09:24
وای انگار این پستو زن داداش من نوشته
عین تو کلی تجربه داره اما هنوزم که هنوزه رو دلش مونده کاش گرافیک میخوند و میرفت دنبال هنرش
چهارشنبه 1392/01/21 08:35
Better late than never!!!
Come on, shake a leg:-)
چهارشنبه 1392/01/21 08:18
سلام
1- یه استادی تو دانشگاه داشتیم هر موقع کار میبردیم پیشش و بهش نشون میدادیم و او تعجب میکرد می گفت : کار خودتونه!؟(با لهجه مشهدی بخونین)
2- یه دوست تصویر گر دارم شتید بهش سر بزنین بد نباشه.
http://hajarsalimi.ir
چهارشنبه 1392/01/21 06:48
قههههههههههههههههوه ای... من تاحالا فک میکردم زبان خوندی...کفم برید! نه بخاطر اینکه شیمی خوندیا بخاطر علاقت. آفرین!
منم خیلی اینجوری ام. خیلی. من مکانیک خوندم. اما از دبیرستان تا آخر تحصیلم جزواتم پر بود از کاریکاتور و شکل استادا و دوستام. نمیدونم بش چی میگن. نقاشیه یا کارتون یا کاریکاتور فقط میکشم...کلاس آموزشی اینام نرفتم. یا حتی نمیدونم به چه دردی میخوره. چند ساله میکشم و تهش شده یه کاغذ دیواری از این کارا به ابعاد تمام دیوارای اتاقم، حتی سقف!
هیچی سر جاش نیس. من واقعا اونقدی که از کشیدن یه آدم به وجد میام از تعمیر یه دستگاه خوشحال نمیشم ولی چه میشه کرد؟
نمیدونی چقد کیف کردم که تو هم علاقه مندی. ذوق زده شدم اصن
میدونی؟ من یه دفتر دارم، همیشه همرامه. هروقت بیکارم، یا منتظرم یا تو یه جلسه ام که به من ربط نداره، شروع میکنم به کشیدن...مث معتادا
حالا ولش کن، چن تا از کارای قدیمیمو که تو کامپیوتر دارم رو میذارم ببینی
1- http://upload.tehran98.com/img1/90iz8jzrdul7nc7r22r.jpg
2- http://upload.tehran98.com/img1/ul6eszfwtiuiyp92bjv.jpg
3- http://upload.tehran98.com/img1/ljqo0oj2oewb0wc7f1.jpg
4- http://upload.tehran98.com/img1/cgk04gtnm1gk8yjjie.jpg
5- http://upload.tehran98.com/img1/rdbdchof3bud2d9nm4qu.jpg
خرس قهوه ای
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
تو خیلی دستت قویه! خیلی!!! چرا هیچوقت دنبالش نرفتی؟؟؟ باور کن پشیمون می شی اگر جدی دنبالش نکنی. تو خوراکت تصویر سازیه. به جون خودم. یه ساعتی رو در هفته اختصاص بده واسه این کار. پشیمون نمی شی. بدووووووووووووووو
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر