تبلیغات
همون خرسه که قهوه ای بود - 862. از این روزها

862. از این روزها

شنبه 1392/02/21 10:42نویسنده : خرس قهوه ای

 
آخرین سفری که به شیراز و خونه ی عمه ی عزیز همسری داشتیم، اوائل اسفند پارسال بود. قرار بود دو هفته مونده به عید ، عمه خانوم بره کانادا پیش دخترش و شیش ماه بمونه. این چیزی که می گم شاید برای خیلی هاتون عادی باشه. ما اما همه مون خیلی به این عمه خانوم وابسته ایم. حتی با اینکه توی یه شهر نیستیم و از هم دوریم. روز آخر عمه خانوم یه گلدون یاس رازقی بهم داد و گفت این باشه یادگاری از من. اون موقع ما هنوز اسباب کشی نکرده بودیم. منم قاعدتا بالکن یا نور مناسب نداشتم. هر روز سعی می کردم پرده رو براش کنار بزنم و آب یادم نره بهش بدم و هی باهاش صحبت کنم که دلتنگی نکنه. اما می دیدم که داره برگ هاش می ریزه و ساقه ش هر روز خم تر می شه. راسش با یه ناامیدی ای آوردمش این خونه. کنار بقیه گلدون ها اینم آب می دادم و برگ هاش رو اسپری می کردم و اینا. اما... دیشب که از بیرون اومدم , به عادت همیشه اول از همه رفتم به گلدون هام سر بزنم که دیدم...



حالا شب ها از لای پرده حریر اتاق خوابمون همیشه بوی یاس رازقی میاد... :)

برچسب ها: گل ، یاس رازقی ، عکس ، عکاسی ، آدم ها ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 1392/03/5 11:04

 
دوشنبه 1392/02/23 02:01
بالاخره تونستم کامنت بذارم ... یعنی از خوشحالی دارم می ترکم ... نمی دونم چند وقته اصلا نمی شد و همش ایراد آئین نامه می گرفت ... والا کامنت قبلیه رو هم همین طوری نوشتم فکر نمی کردم بشه ولی شد ..
خوش به حالتون با اون عمه خانمتون ... خدا حفظشون کنه ... من هنوز عکسای حیاط با صفای ایشون رو دارم و هر چند وقت یه بار می رم یه دل سیر نگاشون می کنم!!!
دوشنبه 1392/02/23 01:56
من عاشق گلدوناتم در بست ... نکن این کارو ... عکس نذار؛))
شوخی کردم ... خدا تو را برای گلدان‌ها و گلدان‌ها را برای تو نگه دارد :))))
شنبه 1392/02/21 22:19
من به حدی اون حیاط عمه ی همسریتو دوست دارم که خدا میدونه. مدتها عکسش رو سیو داشتم
خرســــــــــــی تو چقدر خوب میتونی با گلهات ارتباط برقرار کنی. اتفاقا دیشب یکی از مهمونامون هم شبیه تو بود. میگفت من با گل هام انگلیسی هم حرف میزنم. :)
خرس قهوه ای
اوا :)) دچار دوگانگی فرهنگی میشن گلاش که
شنبه 1392/02/21 19:25
اولش گفتم دارم آگهی ترحیم گلدونتو میخونم
خیلی باحال بود
خرس قهوه ای
نه بابا زنده یس حیوونی :))
شنبه 1392/02/21 17:35
چه لطیف :)
خرس قهوه ای
اوهوم
شنبه 1392/02/21 17:02
madare hamsare man ru terdseshun ye alame yas darn ,manam kheili duseshun daram
خرس قهوه ای
واقعا گل بی نطیریه :)
شنبه 1392/02/21 16:28
سلام مریم جان
اولا که خوشبحالت که شبا با بوی یاس رازقی به خواب میری دوما من هم عمه خانم شما رو دوست دارم می دونی چرا من اولین بار با سرچ کلمه حیاط با صفا با حوض یا همچنین چیزی توی گوگل به وبلاگ شما رسیدم و از همون لحظه عاشق تو و نوشته هات شدم و همه آرشیوت رو خوندم یادم نیست کی بود ولی همون موقعی بود که به خاطر یه سری مزاحمت ها اینجا رو تعطیل کرده بودی و" از شما چه پنهون "رو داشتی یادمه وقتی دوباره پیدات کردم چه قدر ذوق زده شدم بگذریم خلاصه اگه عمه خانم شما و حیاط خوشگلش نبود شاید هیچ وقت با شما آشنا نمی شدم، من معمولا کامنت نمی زارم نمی دونم چی شد دلم خواست اینارو بنویسم . دوست دارم خرسی مهربون
خرس قهوه ای
ممنون مهتاب عزیز. اینجور کامنت ها همیشه خیلی به آدم می چسبه. مرسی که انقدر به من و عمه خانوم لطف داری ;)
شنبه 1392/02/21 12:53
درست شد
شنبه 1392/02/21 12:53
من شاخه نباتم...

نظر پایین و نظرای دو پست قبلم ماله منه...ولی اسممو نمیاره چرا؟؟؟؟
خرس قهوه ای
:)) خوب نمی زنی لابد :دی
شنبه 1392/02/21 12:51
دلمو آب کردی....
خرس قهوه ای
اوا خدا نکنه :(
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر