تبلیغات
همون خرسه که قهوه ای بود - 884. سبیل سبز غلتکی

884. سبیل سبز غلتکی

چهارشنبه 1392/04/19 00:05نویسنده : خرس قهوه ای

 
مراقب باشید! این نوشته سر و ته ندارد!

اعتراف می کنم. اعتراف می کنم که آنقدر پیله کردم و از درهای محتلف وارد شدم و سیاست نداشته خرج کردم تا حرفم به کرسی نشست! یک بعد الظهر گرم تابستانی با صورتی رفتیم پیکو کالر و با دوتا قوطی رنگ لیمویی و سبز، و غلتک و سینی و قلمو برگشتیم. من به این کثافت کاری روی دیوارهای اتاق عقبی، که یحتمل روزی نقش اتاق بچه را بازی خواهد کرد، نیاز داشتم. باید سر تا پایم پر می شد از گرد رنگ و زیر ناخن هایم جرم سبز می بست و کف پایم روی سرامیک های لک شده می چسبید. باید یک بار با یک چمنزار ویکبار با یک علفزار روبرو می شدم تا دوباره غلتک را مثل سبیل سبزی زیر دماغم بگیرم و رو به سهیل بگویم: به من که سبیل سبز نمی آید! بعد از من اصرار باشد برای تعویض سه باره ی رنگ و از او انکار که بس کن! همین خوب است! و کسی چه می داند من با هر فشاری که روی غلتک وارد می کنم باری از روی دوش روحم برمیدارم.

خوبم. و این حال خوب را مدیون پیکو کالرم! و رنگ سبز بدرنگ توی قوطی! و غلتک پشمالوی نرمالو! با بچه های فیصبوک می خندم و همه را همراه بدبختی انتخاب رنگم می کنم. مثل یک داستان طنز دنباله دار! من به این دغدغه های بی ارزش نیاز دارم. 



فکرهام با چرخش نرم غلتک روی دیوار شره می کنند و آرام می شوم. به چیزهای مهم فکر می کنم. به چیزهای بی اهمیت فکر می کنم. به مامان فکر می کنم که دو روز است که نیست و من حتی نمی دانم دقیقا کجاست! مطمئنم بیشتر از ده بار گفته که به کدام شهر می رود اما من گوش نکرده ام. به سهیل فکر می کنم که فردا می رود و من سه روز وقت دارم تا هی رنگ دیوار را عوض کنم و هی خوشم نیاید و هی زبان روزه و له له زنان بروم آن کله شهر و به جدول رنگ های روی دیوار خیره شوم. یک جور لج دربیاری اصلا! به ریحانه هم فکر می کنم که جدی جدی باورش شده بهترین خوراکی های دنیا توی خانه ی ماست! و من هنرمندترین خاله دنیا هستم که کیک می پزم، نقاشی می کشم، عکاسی می کنم و زبان انگلیسی بلدم! به آدم ها فکر می کنم. به دوستهام. به مجازی هایی که بیشتر از واقعیها برایم وقت می گذارند. به آنهایی که ایمیل می زنند و برای حالم اظهار نگرانی می کنند. و آنهایی که هزارباره مرا برای دیدار واقعی دعوت می کنند و من عین هزاربار از زور خجالتی بودن امتناع می کنم. و آنهایی که از عزیزترین ساعات شبشان برای یک گپ دوستانه با من می گذرند. بگویم دوستتان دارم کافیست؟ باورم می کنید؟

خواب به چشم ندارم. از زور اضطراب. می ترسم برای اولین روزه ی امسال بی سحری شویم. ته چین حرفه ای پخته ام. ته دلم هم ضعف می رود. اما باید جلوی خودم را بگیرم. من روی اشتهای سحرم حساب کرده ام! به صدای دعای سحر موسوی قهار فکر می کنم که سالهاست نوای پشت زمینه ی سفره های سحر است. دلم ربنای شجریان را هم می خواهد. دعا می کنم کلید روحانی قفل صدای او را هم باز کند. امسال نشد، سال بعد.

دلم هوای ماه رمضان های مدرسه را کرده. که صبجگاه نداشتیم ولی صبح زود توی نمازخانه با صدای پرهیزگار قرآن می خواندیم. بیرون سرد بود و هوای نمازخانه گرم و رخوت آور. چرت های کنار دیوار می چسبید. مدرسه هم که زود تعطیل می شد. معلم ها هم مهربان تر می شدند. اصلا ماه رمضان بهترین ماه سال بود.

انگار کم کم خواب دارد خودش را روی پلک هام جا می کند. اما دلم شور می زند. یادم هست توی کتاب محبوب بچگی هایم، همان که یک بار برایتان گفتم، داستانی بود از پسربچه ای که برای بیدار کردن همسایه ی دیوار به دیوارشان، یک طناب و یک زنگوله از خانه خودشان تا خانه بغل کشیده بود. کاشکی هنوز هم آدم ها از حال همدیگر خبر داشتند. حتی شده در حد همسایه واحد بغلی!

گفتم که سر و ته ندارد!

پ.ن: منِ رنگ رنگی خوشحال! (+)

برچسب ها: نقاشی ، پیکوکالر ، عکس ، عکاسی ، ماه رمضان ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 1392/04/19 11:58

 
جمعه 1392/04/21 09:09
سلام خوبی؟ نمازو روزه هات قبول .
ازت یه عالمه سوال فنی دارم راجع به این رنگ آمیزی اتاق!!! ینی اینجا بپرسم؟!
میپرسم!!
اول بگم که امیدوارم سال دیگه مثل من دل قلمبه نشسته باشی و تو فکر بری که با اون اتاقه واسه جوجوی تو دلت چیکار کنی!! قطعا علاوه بر خاله بی نظیری شدن مامان بی نظیری هم خواهی شد!!
منم به رنگ کردن اتاق با این غلتک ها فکر کردم نتیجه کار ترو تمیز از آب در میاد؟ راحته کار باهاش؟ آهان رنگش قابل شستشوه یا نه؟ دیگه این که بوش خیلی زیاده !! هرچند از عوالم عجیب حاملگی من عاشق بوی رنگ و بنزین و تینر شدنه انقده بهم حال میده که عطر الیینم دیگه حال نمیده!!!! ایشالله قسمتتون شه به زودیییییییی. منتظر جواب کارشناسیتون هستم.حتما از نتیجه کار عکس بزار ممنون میشم
جمعه 1392/04/21 09:07
سلام خوبی؟ نمازو روزه هات قبول .
ازت یه عالمه سوال فنی دارم راجع به این رنگ آمیزی اتاق!!! ینی اینجا بپرسم؟!
میپرسم!!
اول بگم که امیدوارم سال دیگه مثل من دل قلمبه نشسته باشی و تو فکر بری که با اون اتاقه واسه جوجوی تو دلت چیکار کنی!! قطعا علاوه بر خاله بی نظیری شدن مامان بی نظیری هم خواهی شد!!
منم به رنگ کردن اتاق با این قلتک ها فکر کردم نتیجه کار ترو تمیز از آب در میاد؟ راحته کار باهاش؟ آهان رنگش قابل شستشوه یا نه؟ دیگه این که بوش خیلی زیاده !! هرچند از عوالم عجیب حاملگی من عاشق بوی رنگ و بنزین و تینر شدنه انقده بهم حال میده که عطر الیینم دیگه حال نمیده!!!! ایشالله قسمتتون شه به زودیییییییی. منتظر جواب کارشناسیتون هستم.حتما از نتیجه کار عکس بزار ممنون میشم
خرس قهوه ای
عزیزم مبارکههههه به سلامتی ایشالا. راسش اگه میخوای خودت رنگ کنی با شرایطی که داری بیخیال شو چون بهت فشار میاد. اما اگر دست همسر رو میبوسه مچکلی نیس :-D
دیگه اینکه بو نمی ده گیا قابل شستشو هم هست تمیز هم میشه
پنجشنبه 1392/04/20 16:27
روز حجاب و عفاف !!مبارک
پنجشنبه 1392/04/20 12:31
یه روز خوب بالاخره میاد:)))
شاید من اون سپیده که یادش بودی نباشم.هستم ینی؟حالا نبودمم نگو نبودم!ذوق کرده بودم
خرس قهوه ای
ام. سپیده ی جهانگرد نیستی مگه؟؟ که سایت داره درباره کشورها؟
پنجشنبه 1392/04/20 11:21
سلام عزیزم
ماشالله دوستان مهارت تکمیل تصویرشون خوبه شدید
من که فقط میتونم بگم چشمای زیبایی داری عزیزم
خرس قهوه ای
دوستان لطف دارن
پنجشنبه 1392/04/20 09:29
خانم ما مست چشمای زیبای شما شدیم که خو... ببین دخمل، من دیوار سبز دوست ندارم، اما به من چه کلا :دی
ولی رنگ کردن رو خیلی دوست می دارم، دارم فکر می کنم برای خونه امون منم برم تو کار رنگ و رنگ کاری اما پول ندارم فعلا :دی
خوش باشی با رنگ آمیزی خانم زیبا :-*
خرس قهوه ای
سبز داریم تا سبز. اینی که من زدمدعلفزاره واقعا :))
مرسی عزیزم :)
پنجشنبه 1392/04/20 01:37
به به بالاخره از چهره زیباتون رونمایی کردید و مارو مستفیض فرمودین! حالا بقیه ی این پازل زیبا کی کامل میشه؟!؟ ;)
خرس قهوه ای
هیچوخ :))
چهارشنبه 1392/04/19 23:01
عزیزم چقد نازی خانومی
خرس قهوه ای
لطف داری دوستم :*
چهارشنبه 1392/04/19 22:05
enjoyeable to read too! niceto see a part of you here!!!
خرس قهوه ای
:)
چهارشنبه 1392/04/19 18:10
دوست دارمممم
خرس قهوه ای
منممممممم :*
چهارشنبه 1392/04/19 14:33
منم وقتی نقاشی می كشم، چه تابلو چه رنگ دیوار و كمد و ....
به همه چیز فكر می كنم. آرامش فوق العاده ای داره.
و جالب اینكه منم با این بدو بدو كردن ها واسه رسیدن به خواسته م از زندگی لذت میبرم. حتی اگه چند باره مجلور شم برم و بیام. خیلی خوب بود نوشتت. خیلی هم سر و ته داشت :)
خرس قهوه ای
رنگو دیدی صورتی؟ :))))
چهارشنبه 1392/04/19 13:37
چقد خوشگلی شما:)
من از بچگی ادمای خوشگلو دوس داشتم:)
خدا حفظت کنه
خرس قهوه ای
سپیده :)) امروز یادت افتاده بودم راستی :)
چهارشنبه 1392/04/19 13:33
مریم خیلی به دل میشینی. خیلی خیلی . بی هیچ تعارف و رودروایسی دارم میگم :)
خرس قهوه ای
عزیزم مثه خودت :*
چهارشنبه 1392/04/19 12:26
میبینم که تو هم عین من عاشق رنگ سبزی چهار پایه سبز کاسه سبز و رنگ سبز برای اتاق. و حتی چشمهای سبزاین آخری رو من ندارم دیگه
خرس قهوه ای
شاعر می گه: سبز سبزم ریشه دارم :دی
چهارشنبه 1392/04/19 12:06
خیلی خوب بوداا!!
ااا اون ماگ قرمزه این تو م هست!!وای اون چهارپایه سبزو بگوو خیلی خوشگله
از اولین مراحل شروع کن عکس انداختنا ما منتظریم
حالتو درک میکنمممممممم
خرس قهوه ای
فعلا که اوضاع خیلی خنده داره :((((
چهارشنبه 1392/04/19 10:44
سلام خرس قهوه ای ...
امروز از چندتا کوچه پس کوچه داشتم میگذشتم ی دفعه خیلی اتفاقی رسیدم به وبلاگت ...انقدر دوست داشتنی بود که فک کنم ی یک ساعتی رو توش بودم ...راستش شاید بخاطر اینکه علایقت خیلی شبیه منه ...
خرس قهوه ای
خوشوقتم پس :)
چهارشنبه 1392/04/19 10:42
سلام مریمی خودمون :دی وااااااااااای چشات چرا اینقد خوشگله؟؟؟؟ (هر وقت برادرزاده مو ناز میدم که آخه تو چرا اینقد خوشگلی میگه خب خدا خوشگلم کرده :دییییییی) میتونی شمام همینو بگی :)))))
میگم منم پیکو کالر بگیرم میتونم دیوارو رنگ کنم راحت یا این کار هنر خاصی میخواد؟؟؟
خرس قهوه ای
حوصله میخواد همه می تونن.
خواهرزاده م تازه زبون باز کرده بود بهش می گفتیم این چشای خوشگلو کی بهت داده اخه؟ یه خرده. نیگامون می کرد می گفت نمی دونمممممم :))
مرسی الی جونم
چهارشنبه 1392/04/19 10:30
vay che khanum khoshgeli ... kheili chehre chic va ba classi dari maram junam ... cheghadr cheshmat khoshgelan ... va abruhat ... afarin be agha soheil ... che javahere ziba va khosh akhlagh va honarmandi dare...
خرس قهوه ای
مرسده :)) شهید شدم اصن
چهارشنبه 1392/04/19 08:51
آدم اینقده هنرمند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آقا تقبل الله و التماس دعا...کارت رو بکن در ضمن. حالش رو ببر
خرس قهوه ای
:)))))
چهارشنبه 1392/04/19 08:23
دوس دارم بت بگم:
قهوه ای
بعد تو بگی:
هاع؟
بگم:
تو یچیزیت هس
و تو با حالت تمسخر بگی:
جدی؟؟؟؟!
خرس قهوه ای
فعلا که خوبم :)
چهارشنبه 1392/04/19 03:48
من دقیقن همین شکلی تصورت می کردم :) رمضان مبارک! از حاصلِ کار هم حتمن عکس بذار :)
خرس قهوه ای
آخ آخ از حاصل که نپرس :))
چهارشنبه 1392/04/19 01:57
ذوق دارم!!!!!
خلاصه موفق شدیم یک چهارم مریمی خانومو ببینیم!!!

مریم..چشمات خیلییییییی حرف دارن..خیلی!
و این خیلی خوبه!اینکه چشمهای آدم یه عالمه حرف نگفته داشته باشن. این یعنی دل هنوز شیشه ایه.
مراقب خودت باش. سبزش خیلی خوشرنگه!!! همین خوبه!شک نکن! :)
نماز و روزه هات قبول عزیزم.

(راستی... منم جای خواهرزاده ت بودم با توصیفاتی که گفتی میگفتم بهترین خاله خود خودتی!!!! :)) این همه هنر و مهارت..کمه؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!
خرس قهوه ای
عزیزم :)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر