تبلیغات
همون خرسه که قهوه ای بود - مطالب دی 1388

چهارصد و پنجاه و ششمین کوزه عسل

سه شنبه 1388/10/29 12:32نویسنده : خرس قهوه ای

 
می دونستم شتری ه که روی خونه ی منم می خوابه!!! ولی خوب هی هر از گاهی خونه م رو تکون می دادم که شتره پیداش نکنه! ولی چه می شه کرد که طی یک سری عملیات غافلگیرانه خانوم "پ" عزیز بنده رو خفت کرده و شتر رو انداخت سر دوشم!! راسش حق هم داشت! پر رو پر رو یک سال و نیمه تو این موسسه دارم می رم و میام و هی واسه خودم خوچحال ساب می گیرم (یعنی خودم نمی رم سر کلاس و یکی دیگه رو می فرسم جای خودم) اونوقت یه دونه ساب هم جای کس دیگه نرفتم! :دی  کلا هم خودم رو انقدر مشغول و شلوغ و شاغل و اشتغال و مشتغل نشون می دم که هیشکی اصلا یک لحظه از ذهنش نگذره منم می تونه جای خودش بفرسه کلاس! ولی ایندفه افاقه نکرد اصلا! خفت افتادم چه خفت افتادنی! :|  شتره نیومد نیومد وقتی اومد با خانواده اومد!!! :|
دیروز رفتم جای یکی از همکارا. سر چه کلاسی؟ آفرین! کلاسی که تا حالا نداشتم!!! اصلا نمی دونستم کتابه چه شکلیه! چه رنگیه! چه قدیه! مهناز طفلکی دو سه شب قبلش زنگ زد 2 ساعت واسم توضیح داد که اصلا روش تدریس این کتاب چیه و باید چی بگی و چه بکنی! حالا اینا چند ساله؟ 8 ساله- 9 ساله!!!! :|
من شاگرد انقدی زیاد داشتم اما اینا...اینا....وایییییییییییی! دیوونه شدم تو این 3 ساعت و بیست دقیقه!!! اصلا بلد نبودن بشینن!!! به یکی شون می گم : ثنا دفترت رو ببند کتابتو باز کن کلی کار داریم! حالا به انگیسی ها. تو تخم چشم من نگاه می کنه می گه: نمی خوام!!!! :|  می خواستم با جفت پا برم تو چشاش!! فکر کن بچه فسقلی جای اینکه رودرواسی داشته باشه با تیچر مهمان زل زده تو چشم من!!! بی حیا!! :|  تازه شم وقتی CEREAL رو بهشون درس دادم و بعدم که می خواستم HERE IS رو درس بدم بسته گندم جرقه رو که تعارف کردم بهشون همین ثنا ه با دست و پا و صورت و همه هیکل رفت تو بسته!!! حالا نخور کی بخور! :|  آخر کلاس هم خیلی خوشحال بودن که من یه جلسه دیگه م می خوام برم سر کلاسشون!! :|  کی بدش میاد خوب؟؟ یه معلم بیاد سر کلاس که نتونه بهت بگه بالای چشمت ابروه!! :|

برچسب ها: تیچینگ ، موسسه ، شاگرد ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 1388/11/1 22:52

 

چهارصد و پنجاه و پنجمین کوزه عسل

یکشنبه 1388/10/27 07:44نویسنده : خرس قهوه ای

 

قبلا از چند نفر که رفته بودن چین شنیده بودم که خیلی کثیفن و همــــــــــــــــــه چی می خورن و اگه ببینین چه جوری مواد غذایی رو تهیه می کنن دیگه محال یه دونه از محصولات چینی رو بخرین! بعدشم که شد قضیه مواد غذایی آلوده ای که به اروپا و آمریکا و بعضا ایران هم فرستاده بودن. مشکل با محصولات چینی اینه که خیلی هاشون روشون ننوشته مید این چاینا! بسته بندیش هم خوشگل و خوش اب و رنگ، مام که حواصمون پرت! امروز یه ایمیل به دستم رسید که توش نوشته بود چطوری بفهمیم یه محصول چینی هست و نباید بخریمش. اونم از طریق بارکد!! این عکس و ببینین:

خوب؟ اون 3 تا عدد اول رو می بینین زیرش خط کشیده؟
اگه بین 690 تا 695 باشه مال چینه.
اگه بین 00 تا 13 باشه مال آمریکا و کاناداس.
اگه بین 30 تا 37 باشه مال فرانسه س.
اگه بین 40 تا 44 باشه مال آلمانه.
اگه 49 باشه مال ژاپنه.
اگه 50 باشه مال اروپاس.
اگه 57 باشه مال دانمارکه.
اگه 64 باشه مال فنلانده.
اگه 76 باشه مال سوییس ه.

اگه 628 باشه مال عربستان سعودیه.
اگه 629 باشه مال امارت ه.
اگه بین 740 تا 745 باشه مال آمریکای مرکزی.
همه 480 ها هم مال فیلیپین هستن.

توی این ایمیل یه عکس های چندشی هم بود که آدم حالش بهم می خورد! مثلا از اینکه اینا مرغ های مرده رو با قیمت خیلی کم می خرن بعد تو یه بیقوله ای می ریزن سر هم! می شینن پراشون و می کنن و دل و روده شون و خالی می کنن و در تمام مراحل اینا کف زمین ولو ان! بعد می ندازنشون تو یه وان و رنگ می ریزن روشون! بعدا اینا می رن می شن مرغ بریون!!!! هوووع! آدم حالش بهم می خوره این عکسارو می بینه!!!دیگه از ما گفتن بود!


برچسب ها: چین ، غذای چینی ، ایمیل بازی ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 1388/10/27 22:51

 

تعداد کل صفحات ( 6 ) 1 2 3 4 5 6