تبلیغات
همون خرسه که قهوه ای بود - مطالب آذر 1388

چهارصد و چهل و چهارمین کوزه عسل

یکشنبه 1388/09/29 16:52نویسنده : خرس قهوه ای

 

...
زمان چیز خوبی است. زمان دردهای آدم را کم می‌کند - گیرم که به خود من دو هزار درد جدیدتر داده‌ عوضش- زمان زخم‌های آدم را کم‌کم خوب می‌کند؛ اشک‌های آدم را خشک، سوزش چشم آدم را حتا کم.. و چشم‌ت که دیگر نسوزد می‌توانی بنشینی دوباره نگاه کنی و یک جور دیگر ببینی همه چیز را...

الیزه


برچسب ها: ندارد ،
آخرین ویرایش: - -

 

چهارصد و چهل و سومین کوزه عسل

چهارشنبه 1388/09/25 01:42نویسنده : خرس قهوه ای

 
راسش بعد از 5 سال وبلاگ نویسی امروز بعد از دیدن پست زیگی  به این نتیجه رسیدم که من چقدر با خواننده هام غریبگی کردم و هیچوقت درست و درمون خودم رو معرفی نکردم! خولاصه خیلی شرمنده شدم! گفتم بیام تا این وجدان دردم رفع نشده یکم خودمو بشناسونم به شوما! قبلشم بگم که همه ی حرفای من سند داره! سندشم موجوده! ایناهاش: (+)

اینجانب خرس قهوه ای در 27 دسامبر 84 میلادی از سیاره عطارد پرتاب شدم روی زمین! (+) بچگی رو در کمال صحت و سلامت و طراوت و ملاحت و کثافـ... اِ ببخشید!  کلا خوب و خوش و خرم گذروندم و از همون اولش عینهو گل شمعدونی (+) گوگولی و دوست داشتنی بودم! همه چیزم خاص بود! حتی هنرنمایی هام! (+) =))
خلاصه هی روزگار گذشت و من بزرگ و بزرگتر شدم. این شد که وقتی به خودم اومدم احساس کردم می تونم رکورد نگه داشتن نفس رو بشکنم (+) و  توی فیلم بتمن بازی کنم (نمی دونم چرا عکسشو برام باز نکرد!) . البته خیلی ها معتقدن من خیلی شخصیتا شبیه آتاتورک م!! (+) شنیدین یکی می خواد بیاد کشف حجاب کنه؟؟ اون منم دیگه!!!
خلاصه دوران جوونی اومد و همه شور و هیجانش. یادش به خیر! یه عشق واقعی داشتم، ماه! (+) حیف که باید حتما یه شکست عشقی می خوردم :(( بعد یه مدت هم این جنگولک بازیا رو ول کردم و چسبیدم به کسی که بتونه برام  یه شریک و یار واقعی باشه! (+) چشماتو درویش کن ناموسم نیمه عریانه!یعنی من همیشه آرزوی شیکم 8 تیکه داشتم! =)) خلاصه بعد از تشکیل خانواده و اینا یه بچه م آوردیم بیکار نمونده باشیم! (+) فقط نمی دونم کره خر چرا از بچگی انقدر هیز به دنیا اومد!! :| 
هیچی دیگه...جونم برات بگه که به ما گفتن بهترین جا برات یه جزیره دور افتاده بدون سکنه س! (+) این شد که مام شوهر و بچه و اینا رو ول کردیم و رفتیم تنهایی زدیم به عزلت! البته برای امرار معاش هم بهمون توصیه شد بریم حسابدار شیم! (+)  منتها از اونجایی که جزیره هه آدم توش نبود تصمیم گرفتم نارگیلا رو واسه گوریلا بشمارم بیکار نمونم!! :))  الانم روزگار خوبه! زانندگیم که عالیه! (+) بهم هم گفتن بعد مرگم قراره روحم طی مراحل تناسخ بره تو روح یه موش! نه ببخشید! بره تو جسم یه موش! :)) (+)

ما رو حلال کنید خلاصه خواننده های جان! ما زودتر از اینا باید معرفی می کردیم خودمونو! فقط  آدرس این سایته دیر رسید به دستمون! :دی

برچسب ها: شخصت شناسی ،
آخرین ویرایش: - -

 

تعداد کل صفحات ( 5 ) 1 2 3 4 5