تبلیغات
همون خرسه که قهوه ای بود - مطالب بهمن 1389

604. عنوانم کجا بود؟

پنجشنبه 1389/11/28 09:20نویسنده : خرس قهوه ای

 
دو ماه خیلی خیلی شلوغی رو پشت سر گذاشتم. دو ماهی رو که همه چی با هم قاطی شده بود و من هم مسئول هماهنگی کلاب های موسسه بودم، هم یه معلم سر در گم و ناآشنا با فضای اون مدرسه هه، هم یه خانوم خونه که دستش رو زده بود زیر چونه ش و نقاش رو نگاه می کرد، هم یه دانشجوی لب مرز اخراج که باید پروژه ی ترجمه یه فیلم یک ساعت و چهل دقیقه ای رو توی سه روز تموم می کرد، هم یه خانوم عکاس که امتحان فاینال داشت و باید انقدر از این و اون عکس می نداخت تا بتونه عکس نهایی ش رو بدون عیب و نقص تحویل استاد بده! همه یاین اتفاقات - که یه دونه ش برای به فـ... دادن اعصاب آدم کافیه توی دو ماه اتفاق افتاد و منی که الان راحت نشسته م اینجا و دارم تایپ می کنم و چایی م رو سرمی کشم، امروز اولین روزم ه که بیکارم و لازم نیست بدو بدو کنم! البته اگر به این بگیم بیکاری! چون منتظرم مردم از خواب بیدار شن زنگ بزنم از آرایگاه وقت بگیرم که دو ماهه خودم رو توی آینه نگاه نکرده م!! از سر تا پام رسیدگی می خواد!! عصر هم یه جشن فامیلی گنده دعوت دارم و دیگه امروز حتما باید خودم رو هرجور شده به آرایشگاه برسونم!
خیلی دلم می خواد عکسایی رو که این اواخر انداختم بذارم ببینین. ولی اینترنته دیگه. در و پیکر که نداره. کسایی که ازشون عکس انداختم قاعدتا خوششون نمیاد عکسشون توی اینترنت پخش شه. پس شمام فعلا از فضولی باد کنین تا ببینیم چی می شه!
یه چیزی هم می خواستم تعریف کنم که هرچی فکر می کنم یادم نمیاد! شماها اگه یادتون اومد به من بگین!!! قربون دستتون!

برچسب ها: عکاسی ، موسسه ، آرایشگاه ، دانشگاه ، پروژه ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 1390/02/21 11:37

 

603. یه بوهایی میاد!

شنبه 1389/11/23 09:18نویسنده : خرس قهوه ای

 
بهترین قسمت یه صبح جمعه برفی و بارونی، رفتن به باغ گل و رنگ و وارنگ کردن خونه ست :)





برای هرکس یه چیزی بوی عید رو می یاره. برای من گل فرزیا :) اگه من تو حد فاصل اسفند تا اردیبهشت مردم رو قبرم از این گلا زیاد بذارین :دی فقطم زردشو ها! قربون دستتون!!!

پ.ن: مدل با حوصله (مثل emovi)  می خوام برای عکاسی. یکی که انتظار هیچگونه معجزه ای از یه آماتور نداشته باشه!! ولی کوش؟؟ :(

پ.پ.ن: واااااای! همین الان پنجره رو نگاه کردم و دیدم داره برف میاد! خدایا شوخیت گرفته با ما؟؟ من الان تو این برف چه جوری پاشم برم سعادت آباد خونه ی دوستم که با هم عکس امتحان عکاسیم رو بندازم؟؟ حالا گیرم برم، آفتاب از کجا دربیارم که عکسای عقب مونده ی کلاسم رو بندازم؟ :((

برچسب ها: باغ گل ، فرزیا ، برف ، عکاسی ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 1390/02/21 11:37

 

تعداد کل صفحات ( 5 ) 1 2 3 4 5