تبلیغات
همون خرسه که قهوه ای بود - مطالب اسفند 1389

611. رفت و آمدیا به عبارتی آمد و رفت!

یکشنبه 1389/12/29 09:28نویسنده : خرس قهوه ای

 
شب اول بارون میومد. تند و ریز. خیس خیس شده بودیم و تیلیک تیلیک می لرزیدیم. توی صحن جامع رضوی باد چادر های خیسمون رو می پیچید دورمون و می خواست که ما رو از جا بکَنه. صبح روز دوم برفی بود. برفای درشت و خیس. تو تنهایی خودم، زیر برف، قدم زنون، توی صحن انقلاب، گوش می کردم..."آمدم ای شاه پناهم بده"...صبح روز سوم ابری بود. ابر کیپ که هر لحظه امکان باریدن داشت. از گفشداری شماره 2 که میومدی بیرون اونطرف صحن انقلاب رو نمی تونستی ببینی. شب چهارم سرد بود اما دیگه از ابر خبری نبود. اصرار داشتیم که توی صحن انقلاب دعای کمیل رو بشنویم. باد میومد و ما زیر چادرهامون قایم شده بودیم. (و در این قضیه اصلا هم تنها نبودیم!)شب آخر که رفتیم برای خداحافظی ، نه بارونی بود، نه برفی، نه ابری، نه سرد...انگار که امام رضا داشت با نهایت مهربونیش بدرقه مون می کرد.
سفر خیلی خوبی داشتیم. این دومین تجربه ی سفرمون با گروه چهار نفره مون بود. (من، همسری، مرضی و آقا سید!!) خیلی بچه های خوش سفری ان. یعنی انقدری که ما وقتی با ایناییم می خندیم با هیشکی این تجربه رو نداشتیم. رفتنه با این قطارهای تندرو رفتیم، پردیس. همه چی خوب بود الا هوای تو قطار که وحشتنـــــــــــــــــــــاک گرم بود. برگشتنه ولی کوپه بود. و خوب قاعدتا توی کوپه خیلی بیشتر خوش می گذره. خلاصه جای همه تون حسابی خالی. بعضی ها شخصا میومدن جلوی چشممو مخصوص دعا می کردم. بقیه رم گفتم یا امام رضا من حافظه که ندارم! چرت و پرت می گم حاجت ها قاطی می شه. خودت یه سر به کامنت های وبلاگم بزن!
خوب. اومدم یه چیز دیگه م بگم. فکر کنم ما فردا می ریم شمال! با مامانم اینا. خیلی خوشحالم. آخه از وقتی من و همسری آشنا شدیم تا حالا با اینوری ها مسافرت نرفتیم. امیدوارم که آغاز دهه 90 براتون آغاز برهه ای توی زندگیتون باشه که خوشی و موفقیت از سر و کولش بره بالا! دم سال تحویل اگه بیدار بودین....هیچی! نمی خواد دعام کنین! خواب آلویین اشتباه برام دعا می کنین!! کلا سال نو تون مبارک
پ.ن: اگه سایز اصلی عکس رو می خواین اینجا کلیک کنید: (+)

برچسب ها: سفر ، مسافرت ، مشهد ، شمال ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 1390/02/21 11:39

 

610. بیا با هم بریم سفر، مشهد، مشهد!

یکشنبه 1389/12/22 09:27نویسنده : خرس قهوه ای

 
خوب...اگه بار گران بودیم رفتیم! :دی
فردا صبح زود تیلیکو تیلیکو کنون داریم با قطار می ریم مشهد. دیگه ما رو نمی بینین تا 28 ام!
با امام رضا اگه کار دارین لیست کنین تو کامنت دونی ما منتقل کنیم. تضمین هم نمی کنم البته که دعاهاتون سالم برسه و با هم قاطی نشه! یوهو دیدین اونی که معافی از سربازی می خواست حامله شه اونی که شوهر خوب می خواست دانشگاه قبول شه! والا!
تا هفته ی دیگه بابای

برچسب ها: سفر ، مسافرت ، مشهد ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 1390/02/21 11:39

 

تعداد کل صفحات ( 4 ) 1 2 3 4