تبلیغات
همون خرسه که قهوه ای بود - مطالب مهر 1389

567. دندان های نیش بزرگ!

شنبه 1389/07/24 08:32نویسنده : خرس قهوه ای

 
گاهی وقت ها بار می خورَد دیگر! منظورم اینست که شرایط اینطور می طلبد دیگر! چطور؟ همینطور دیگر. همینطور که تو باید از نقش "همیشه مهربان"، "همیشه بخشنده" یا "همیشه خوب" در بیایی و بروی در جلد "ای کینه ایِ بدبخت سنگ دلِ عقده ای"!! همچین خوب می طلبد که نقش سیاهه تو باشی. تو پشت کنی. تو بروی. تو نگاهت را برگردانی. تو محل سگ نگذاری! گاهی می  طلبد...
طلب وحشتناکی ست ولی اگر از من می پرسید. کمک من را می خواهید؟ در نقش "دیوار کوتاه" خودتان بمانید و همچنان دیگران را شرمنده رفتار جنتلمنانه ی خودتان بکنید! به خدا خیلی راحت تر است. زبانتان دراز می شود تا کجا. می توانید راحت گذشت و فداکاری تان را چوب بکنید بکوبید بر فرق سر آنهایی که می خواهند زمانی از شما آتو بگیرند! البت نه! شما که جنتلمن و جنتلومن اید! لذا به این چوب نیازی ندارید. هرکس خواست با شما تندی کند لبخند پهنی تحویلش می دهید و او را شرمنده تر از پیش راهی کنج لاکش می کنید! این منم که تغییر ماهیت داده ام! پوست انداخته ام! به هیبت نفرت انگیز "انتقام جو" ها درآمده ام! بگویم از دیدن خنده کج و شیطانی خودم در آینه وحشتم می گیرد باورتان می شود؟؟! ولی چاره چیست؟ خودت را که به زور میان یک چهارچوب آهنی چپاندی دیگر به این آسانی ها نیست خلاص شدنت! گیرم خودت را به بدبختی بیرون کشیدی. فُرم می گیری بیچاره! آری بیچاره! بیچاره منم که نمی توانم دیگر از این نقش وحشی سیاه خارج شوم! بالهای سفیدم را چند صباحی ست رو به آینه ی دستشویی با ژیلت زده ام! برای خودم دُم کشیده ام با دندان های نیش بزرگ! آن حلقه ی نورانی بالای سرم را هم با یک چنگک سه سر تاخت زده ام!
کارریش نمی شود کرد. شده است دیگر. باید نقش را خوب بازی کنم! اگر روزی روزگاری توانستم فرشته ی خوبی باشم قاعدتا حالا هم نباید برای ایفای نقش شیطان مشکلی داشته باشم! لااقل برای یک بار هم که شده در زندگی ام به کسی اجازه داده ام در مقابلم نقش فرشته ها را بازی کند!!!

برچسب ها: ندارد! ،
آخرین ویرایش: شنبه 1390/02/10 07:40

 

566. زکات علم (2)

جمعه 1389/07/23 08:31نویسنده : خرس قهوه ای

 
به من انگار نیومده سلامتی! خودتون که شاهدین! از قبل از ماه رمضون همش یه پام تو دندون پزشکی بوده یه پام 20 سانت اونور تر! چیه؟  توقع دارین اون یکی پام کجا باشه؟ شما یه پاتون اینجا باشه اون یکی پاتون مگه چقدر باهاش فاصله داره؟؟ چه توقع ها دارین از آدم ها!!
آقا حالا ما از دست این دندون یکی مونده به آخر راحت شدیم، افتادیم گیر  دندون آخر!! چارشنبه صبح مجبور شدم برم عصب کشی کنم!!بعد از اونجا رفتم خونه خواهرم که بعد از 2 هفته ببینمشون! اون یکی خواهرمم اومده بود. واقعا فکر می کنین یه آدم با درد 220 ژول (!) می تونه کسی رو ببینه؟؟ هم شدور خونه راه رفتم و دستم رو محکم رو لپم فشار دادم و زیر لب گفتم: اووووووووووووووووووم!! یعنی مُردم یکی بیاد منو جمع کنه!! نی نی ریحان که کلافه شده بود دیگه. به مامانش گفت: بگو خاله میم بره خونه شون! ما که نمی تونیم خوبش کنیم! کلا خانواده ی خیلی مهربونی ان اینا! من دارم از درد ناله می کنم خواهرم می گه: کوفت! هیچی دیگه. یه روز تموم درد کشیدم تا همسری توی خونه برام حوله داغ کرد گذاشتم رو صورتم خیلی بهتر شدم. الان که دارم این خاطره ها رو (!) تعریف می کنم دندونم حالش خوبه! قرار هم هست تو هفته دیگه برم پرش کنم چون الان فقط پانسمانه. اما مشکلم یه چیز دیگه س! یه سرما خورده م کوفتیییییییییییییییی!! این گلوم انقدر خشکه که مثه کویر ترک خورده فچ کنم! خیلی می سوزه :(
از هفته ی پیش هم همسری قول داده که کمک کنه خونه رو تمیز اساسی کنیم. اونوقت الان هنوز خوابه نه جون من! می شه اصلا رو قول این آقایون حساب کرد؟؟!
اوووف...
بگذریم. حالا که خوب غرهام رو زدم می ریم سر آموزش خودمون!!
تا اینجای کار درباره دیافراگم صحبت کردیم که تنها یکی از گزینه های ما برای تنظیم نور بود. حالا می خوام براتون از شاتر بگم:

نمی دونم دوربین آنالوگ تا حالا داشتین یا نه. یعنی از این دوربین ها که فیلم می خورن. یه چیزی مثه اون Zenit قدیمی ها. اگه لنز اونا رو بردارین یه مستطیل مشکی می بینین که مثه پارچه می مونه. وقتی دکمه شاتر رو برای عکس انداختن می زنین این پرده توی کسری از ثانیه می ره عقب و بر می گرده! چرا؟ چون باعث می شه نور برای کسری از ثانیه به فیلم بخوره و عکس ثبت بشه. حالا توی دوربین های دیجیتال عملا پرده ی شاتری وجود نداره. اون صدای کیلیکی هم که می شنوید صدای آینه ی 45 درجه دوربینه که می ره بالا و برمی گرده. تو دوربین های کامپکت هم که صدای کلیک الکیه! چون آینه ای وجود نداره!
فهمیدین چی شد؟ وقتی دکمه رو می زنین این پرده هه بسته به تنظیماتتون یه لحظه می ره کنار و نور می خوره به فیلم. یا توی دوربین دیجیتال آینه می ره بالا و برمی گرده و نور روی سی سی دی ثبت می شه.
حالا با این شاتر  یا سرعت چیکار می شه کرد. شاتر یا سرعت رو با علامت  S نشون می دن. توی دوربین های مختلف جای تنظیم شاتر مختلفه. مثلا برای بعضی از دوربین ها روی یه کشککی بالای دوربینه. مال بعضی ها توی خود منوهای دوربینه. اگه دوربینتون دیجیتاله سرعتتوت رو همونجایی که دیافراگم رو تنظیم می کنین پیدا کنین. بسته به نوع دوربینتون سرعت ها از عددهای خاصی شروع می شن و به بی نهایت یا Bulb می رسن. مثلا توی دوربین من کمترین ثانیه ش 1/4000 (یک چهار هزارم ثانیه) است! یعنی انجماد کامل! یعنی توی شرایط نوری خوب می تونم از یه قطره ی آبی که از یه سطحی برگشته عکس بندازم بدون اینکه فلو (تار) بشه! دیدین عکسایی رو که مثلا یه قطره آب چیکیده توی یه لیوان آب بعد برگشته بالا و همونجا خشکش زده؟؟ اونو با سرعت خیلی خیلی بالا می ندازن که بهش می گن حالت انجماد!
بیشترین ثانیه ای که توی دوربین من می شه به شاتر داد 30" ثانیه ست. یعنی توی یه شب خیلی خیلی تاریک می تونین با 30 ثانیه نور دادن یه تصویر خیلی خیلی واضح بگیرین! البته باید حواسمون باشه که سی ثانیه انقدر زمان طولانی ایه که سرِ دست اصلا نمی شه این کارو کرد و حتما باید 3 پایه باشه! بعد از 30" ثانیه هم Bulb هستش که یعنی شما دکمه شاتر رو فشار می دین و می رین پی کارتون! وقتی حس کردین دیگه نور دادن کافیه میاین یه بار دیگه شاتر رو فشار می دین و اونوقت عکس ثبت می شه! این برای مواقعی خوبه که شما احتیاج داشته باشین بیشتر از مثلا 30" نور بدین.
حالا اگر سرعت کم باشه برعکس انجماد کامل می شه. فکر کنین دارین از یه آبشار عکس می ندازین. اگه سرعتتون خیلی زیاد باشه مثلا یک هزارم ثانیه، قطرات آب خشک می شن تو هوا! اما اگر بخواین آب خیلی نرم و رویایی بیاد پایین باید حداقل 2 ثانیه بهش نور بدین! یعنی سرعتتون رو خیلی بیارین پایین.
تا اینجای کار درست شد؟ حالا ببینیم ربط دیافراگم و شاتر به هم چیه؟ یادتونه گفتم اعداد دیافراگم چپکی ان؟! یعنی هرچی عدد کوچیک تره دیافراگم بازتره. یعنی هرچی دیافراگم بازتره نور بیشتری اجازه داره بیاد تو. پس هرچی عدد کوچیکتر=نور بیشتر. اما توی سرعت نه! اولا به من بگین ببینم. 1/2 (یک دوم) بزرگتره یا 1؟؟ آفرین!! عدد کامل بزرگتره از عدد کسر! پس وقتی می گیم 1/200 نور دادم یعنی ثانیه رو 200 قسمت بکن و یه قسمتش رو بردار پس خیلی کوچیکه!! حالا توی شاتر هرچقدر که ما عددمون بزرگتر باشه (مثلا 3 ثانیه) یعنی نور بیشتر داریم به فیلم یا سی سی دی مون می دیم. پس عکس روشنتر می  شه. اما هرچی عدد کوچیکتر یا کسر ثانیه باشه (مثه 1/30) یعنی پرده شاتر خیلی زود بسته می شه و عملا نور خیلی کمی وارد لنز می شه. پس هرچی عدد کوچیکتر=نور کمتر.
خوب. چه نتیجه ای می گیریم؟ اینکه دیاف و سرعت برعکس همن! فکر کنین می خواین توی یه نور ثابت عکس یه گل رو بندازین. با حالت اوتوی دوربین یه عکس بگیرین. بهتون می گه : f 8.0 و s 1/60. خوب؟ حالا شما دلتون می خواد که عمق میدان بیشتری به عکستون بدین. می خواین که پشت عکستون تار بیوفته. پس باید دیاف رو باز کنین دیگه درسته؟ یعنی باید عدد کوچیک تر بهش بدین. پس دیاف رو می ذارین روی 5.6 . چی شد؟ نور زیاد نشد؟؟ چرا دیگه. شما دیاف رو باز کردین. یه عالمه نور هجوم آورده به لنزتون. پس باید کنترلش کنین. چیکار می کنین؟؟ آفرین. سرعتتون رو زیاد می کنین. چقدر؟؟ نگاه می کنین به دوربینتون و می بینین بین 8.0 تا 5.6 چندتا عدد دیگه اومده. مثلا اینجوریه:
5.6 - 6.3 - 7.1- 8.0
یعنی شما 3 Step نور رو زیاد کردین! (5.6 تا 6.3، 6.3 تا 7.1، 701 تا 8.0) خوب الان عمستون خیلی پر نور می شه. پس باید 3 استپ نور رو بوسیله شاتر کم کنین. پس به دوربینتون نگاه می کنین:
1/60 -1/80 - 1/100 - 1/125
اینا عددهای سرعتتونن. پس سرعت رو می ذارین روی 1/125.  اینجوری نورتون تغییر نمی کنه اما پشت گلتون تار می شه. همینکار رو می تونین با یه جسم متجرک بکنین برای اینکه توی هوا خشکش کنین. یعنی سرعت زیاد بهش بدین ولی دیافراگمتون رو تا اونجایی که می شه باز کنین.

برچسب ها: عکاسی ، شاتر ، سرعت ، دندان پزشکی ، سرماخوردگی ،
آخرین ویرایش: شنبه 1390/02/10 07:40

 

تعداد کل صفحات ( 4 ) 1 2 3 4