تبلیغات
همون خرسه که قهوه ای بود - مطالب مرداد 1390

666. پیشنهاد

یکشنبه 1390/05/30 18:00نویسنده : خرس قهوه ای

 
پیشنهاد من برای این شب های خاص...

خیابان ظفر، حسینیه ی کاشانی ها
ساعت 11 تا 2 شب

حاج آقا حسینی که یک سال رو انتظار می کشم تا شب قدرم پای حرفای اون بگذره...

پ.ن: پیشنهاد من رو جدی بگیرین!

برچسب ها: ماه رمضان ، شب قدر ، حسینیه کاشانی ها ، حاج آقا حسینی ،
آخرین ویرایش: - -

 

665. افطاری

شنبه 1390/05/29 11:53نویسنده : خرس قهوه ای

 
عاشق مهمونی و مهمون بازی ام. گاهی فکر می کنم اگر خونه مون بزرگتر بود چقدر مهمونی می دادم. حالا تو این مهمونی ها افطاری دادن یه چیز دیگه ست. عاشق خوردنی های رنگ و وارنگم که سفره رو پر می کنن. ظرفای پنیر و خرما و سبزی و گردو...شله زرد...حلوا...زولبیا بامیه...شیربرنج...سوپ...! اصلا عاشق اینم که صدجور ظرف تو سفره ست. بشقاب پلوخوری و بشقاب سوپ خوری و کاسه، با یه عالمه قاشق و چنگال و چاقو و لیوان! شاید بگین این دختره دیوونه س! کی اینهمه ظرف چرک رو می خواد بشوره؟! خوب معلومه! خودم دیگه! :دی 
هرسال ماه رمضون نهایت مهمونی دادن من 3 تاست! مامانم اینا(!)، مامانشون اینا(!)، و صورتی اینا! مامانشون اینا که امسال هیچ جا نمی تونن برن. (به خاطر کمر مادر شوهرم و قضیه ی عمل و اینا.) صورتی اینام که می گن اول شما باید بیاین! یکی نیس بگه خوب بجنب دیگه ماه رمضون تموم شد! نوبت به ما نمی رسه ها!!! (صورتی سلام ) می مونه مامانم اینا که پنجشنبه دعوتشون کردم و اومدن :)  درسته جامون یکم تنگه و ما هم 4 تا بچه ی شیطون داریم که اصولا دوست دارن توی راهروی جلوی آشپزخونه ، روی پارکت ها لیز بازی کنن!!، و اینکه هوا خیلی گرمه و ممکنه مهمون اذیت بشه، اما همینه که هست دیگه. اینکه دلیل نمی شه من از لذت بزرگی به نام مهمونی دادن بگذرم! :دی  دیشب ، که اولین شب احیاء بود ، آخرین دعایی که کردم این بود که خدا یه خونه ی بزرگ بهمون بده که هی توش مهمونی بگیرم صله رحم شه :دی
خلاصه...افطار که دیدین کسی چیزی نمی خوره. همه چایی رو که می خورن انگار در شیکمشون رو می بندن! واسه همین منم خودکشون نکردم. قیمه ای پختم که از ساعت 12 ظهر بار گذاشته بودمش تاااااااا خود اذان مغرب!! یعنی این همسری که اصلا قیمه دوست نداره چند بار گفت عالی شده! سوپ قارچ هم پختم. چون کلا تو خانواده ی ما سوپ و آش خیلی طرفدار داره و اصولا پای ثابت سفره هامونه. مخصوصا توی ماه رمضون. اینو می بینین؟ :

منظورم اون قلقلیاس. راستش شوهر عمه ی من اول هر ماه رمضون که می رسه به هر خانواده ای به تناسب جمعیتشون چندتا جعبه خرما می ده. امسال هم زحمت کشید و دو تا جعبه به ما داد. اما نمی دونم چرا خرماهاش امسال یکم دم ترش شدن بودن. واسه همین من هول بودم که زودتر مصرف شن! واسه همین این قلقلیا رو درست کردم و موفق شدم نصف یه جعبه رو یه شبه مصرف کنم!
حالا اینا چی ان؟ هیچی...خرما رو پوست می گیرین، هسته شم می گیرین، بعد با کره تفتش می دین. نرم که شد می ریزین تو یه ظرف و حسابی له ش می کنین. بعد می ذارین تو یجچال خنک شه و خودشو بگیره یکم. بعد درش میارین و گوله درست می کنین و وسطشم گردو می ذارین و بعد توی کنجد می غلتونینش. می شه یه بمب که یه دونه ش رو بخورین دلتون می خواد تا اون سر شهر رو بدویین! :دی

اون یکی هم که روش آناناسه همون دسر شیرشکلات دنته. یادتون که هست؟ فقط این بار توی لایه هاش موز و آناناس گذاشتم که فوق العاده شد! (وای دلم خواااااااااااااست!!)

عکس پایینی هم عکس سوپ قارچه. البته یه توضیحی بدم درباره عکس ها که انقدر بی کیفیت هستن!! آخه من اومدم با دوربینم عکس بندازم دیدم این یکی دوربینه که توی خونه س (آخه یکیش پیش وسائل عکاسیم خونه ی مامانمه) انقدر که ازش استفاده نکردم اصلا شارژ نداره که روشن شه! چه برسه به اینکه بخواد عکس بندازه! اینه که از موبایل همسری کمک گرفتم که این شد که می بینین!! :|
 
من شدیدا توصیه می کنم این سوپ رو درست کنین. مخصوصا توی ماه رمضون. چون هم خیلی آسونه هم خیلی خوشمزه ست. نیم ساعته آماده س.




راستی من اولش می خواستم از این حلقه های آناناسی طیبه درست کنم. یعنی درست هم کردمااااااا! اما از اونجایی که ژله م نمی دونم چه مرگیش شده بود و درست خودش رو نگرفته بود، از طرف دیگه قوطی کمپوته تنگ بود وقتی درش آوردم آناناسا همه از هم جدا شدن و غش کردن! اینه که منم با اضافه ی ژله هایی که داشتم اینا رو درست کردم که به لطف دوربین داغون موبایل همسری اصلا معلوم نیست که 4 رنگ ژله توشه و چققققدر خوشگل بود سر سفره! و البته چقدر خوشمزه!! :




خوب...می بینم که توی چشماتون فحش موج می زنه! بده می خوام ثواب روزه تون بیشتر شه؟ تازه شم به جای اینکه بشینین اینجا زل بزنین به این دسرها ، دست و پاتون رو جمع کنین برین تو اشپزخونه یه چیز خوشمزه برای افطار درست کنین که به ذوقش از یه ساعت مونده به افطار سفره رو بندازین و زل بزنین بهش تا الله اکبر رو بگن! :دی


به صورتی می گفتم آدم از طرفی دلش می خواد مهمون که میاد هرچی هنر داره رو کنه از طرفی می دونی ماه رمضونه هیچی خورده نمی شه! اینه که منتظرم ماه رمضون که تموم شد خاله هام رو دعوت کنم بترکونم!

فعلا خدافظی و التماس دعای زیاد تو این شبای نازنین :*

برچسب ها: آشپزی ، دسر ، مهمون داری ، افطاری ، ماه رمضان ، ژله ،
آخرین ویرایش: شنبه 1390/05/29 12:46

 

تعداد کل صفحات ( 6 ) 1 2 3 4 5 6