تبلیغات
همون خرسه که قهوه ای بود - مطالب ابر نی نی ریحان

760. ساندویچ پیتزایی!

چهارشنبه 1391/02/20 09:04نویسنده : خرس قهوه ای

 
نمی شه منکر این شد که یکی از خوشمزه ترین خوراکی های دنیا پیتزاست! و برای آدم های شیکمویی مثه من و همسری از واجباته که دست و پامون رو گره بزنیم که هر شب نریم فست فود!! قضیه ی کالری بالای این جور غذاها یه طرف، موادی که توش می ریزن و نمی بینی یه طرف دیگه! من خودم طعم سوسیس و کالباس رو خیلی دوست دارم اما واقعا جلوی خودم - و البته همسری - رو می گیرم. چون از هرکی بپرسین، متخصص و غیر متخصص، از این محصولات بد می گه. و حق هم دارن. یادم باشه یه بار از قول عموی همسری که یه جورایی کارش با دام و به تبعش اینجور کارخونه های سوسیس سازیه، یه چیزایی رو براتون تعریف کنم که شمام مثه من برین تو ترک سوسیس و کالباس!!
مسئله ی دیگه ای هم که هست هزینه اضافی ای هستش که برای یه سری غذای مزخرف به آدم تحمیل می شه و آخرشم آدم وقتی می رسه خونه یا تا صبح باید گالن گالن آب بخوره یا شدید نفخ می کنه و اقوامش تا دایناسورها میان جلو چشمش. خوب...اینهمه روضه خوندم که بگم خیلی راحت می شه تو خونه پیتزا درست کرد! منظورم صرفا پیتزا به اون شکل و شمایل نیست که بیرون می فروشن (که اونم کاری نداره و من اینکارو زیاد می کنم). منظور یه غذاییه که من اسمشو گذاشته م :"ساندویچ پیتزایی"! دروغ چرا؟ ایده ی این نوع پیتزا رو از دختر خاله نازی گرفتم. اون قدیم ندیما که تازه ماکروفر اومده بود اینا یکیش رو داشتن. یه بار که اونجا بودم ، دیدم که برای عصرونه دختر خاله م یه نون باگت رو از وسط باز کرد. روش چندتا حلقه گوجه فرنگی و پیاز و کالباس خرد کرده ریخت و بعدم با پنیر پیتزا پوشوندش و سی ثانیه گذاشت تو ماکروفر. یعنی انقدی که پنیرش آب شه. خیلی خیلی هم خوشمزه شد.
گذشت تا پارسال که یه روز نی نی ریحان اومد خونه ی ما که مامانش بره دنبال کارای دانشگاهش. منم برای عصرونه ش ساندویچ پیتزایی درست کردم. منتها خیلی مفصل تر و با تمام مخلفات. اما از اونجایی که من ماکروفر ندارم و یه جورایی مخالف این محصولم(!) گذاشتمش توی فر برقی که به نظرم خیلی خوشمزه تر از ساندویچ پیتزایی دختر خاله م شد. چون پنیر نونش رو شل نکرده بود و همه چیز مثل یه پیتزای واقعی بود، حتی نونش.

و اما چند شب پیش...خوب من و همسری یه مدته داریم می ریم کلاس بدمینتون و یکمی هم رعایت می کنیم که چاقالویی هامونو آب کنیم اگه خدا بخواد! (خدایا می خوای؟؟ :|  ) واسه همین با اشک و آه و ناله فست فود بیرون رو گذاشتیم کنار. اما همسری دلش شدیدا دود پیتزا کرده بود و بعد کلی اصرار بنده رو راضی کردن که پیتزا بپزم اونم فقط پیتزا سبزیجات! این پیشنهاد رو از من جداً بپذیرید! این ساندویچ پیتزایی که من درست کردم باعث شده همسری از اون شب تا حالا تو رویا و هپروت به سر ببره!! :))

اول اینکه نون همبرگری گرفتم چون می خواستم باز کردنش راحت باشه و قیافه ش شبیه پیتزا باشه یکم. از وسط نصفش کردم و با هر یه نصفه یه دونه ساندویچ پیتزایی درست کردم. ترکیب موادی که توش ریختم می تونه به راحتی عوض بشه اما از من می شنوید دست بهش نزنید که فوق العاده ست!!

حلقه های گوجه فرنگی - حلقه های پیاز - مکعب های فلفل دلمه ای رنگی و سبز - حلقه های قارچ - کنسرو ذرت شیرین - کلم بروکلی - و صد البته پنیر پیتزا!
لازم نیست بهشون نمک یا چیز دیگه ای اضافه کنین. خود پنیر پیتزا همه کارارو براتون می کنه. فقط می تونین روی نون، قبل از ریختن مواد، یکم کچاپ و ترجیحا کچاپ کیمبال بریزین تا اگر کسی نخواست روی خود ساندویچش سس بریزه یه طعم خوبی رو روی نون حس کنه.
خلاصه این مجموعه ی بهشتی رو می ذارین توی فری که از قبل گرمش کردین و شعله ی بالا رو روشن می کنین که پنیر آب شه یا اگه دوست دارین طلایی شه. به نظر من اینی که توی فر درست کردم از هر دو نوع قبلی عالی تر بود. چون نونش به شدت کریسپی و خرچ خرچی شده بود!! ترد و پوک! وای الان دارم در موردش حرف می زنم قلبم تند می زنه!! حتی ده دقیقه هم لازم نیست تو فر باشه! انقدر سریع آماده می شه که هنوز تیکه ی اول ساندویچ پیتزاییتون رو نخوردین باید بدویین برین اون یکی رو از توی فر در بیارین!!
اینم صحنه ای که بعد از خوردن نصف ساندویچتون می بینین:

http://bearhome.persiangig.com/weblog/Pizza-ss.jpg

ببخشید عکساش اینجوریه. آخه انقدر هول بودیم با کله بریم تو ساندویچ پیتزایی هامون که وقت نکردم برم دوربین رو بیارم! با همون موبایلم زود یه عکس انداختم و دو لپه رفتم تو پیتزاااااا! جاتون حسابی خالی!

برچسب ها: آشپزی ، پیتزا ، ساندویچ ، ساندویچ پیتزایی ، فست فود ، بدمینتون ، باشگاه ، نی نی ریحان ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 1391/02/20 09:42

 

730. جواب به دو تا علامت سوال

دوشنبه 1390/11/3 11:21نویسنده : خرس قهوه ای

 
خوب...نظریه ها توی دو تا چیز مشترک بودن. یکی اینکه من دارم یه سری اطلاعات جمع می کنم تا به کارم توی مدرسه کمک کنه.و دوم اینکه هم زمان هم دارم آشپزی می کنم و کلا کدبانویی هستم که هم حواسم به کارم هست هم حواسم به زندگیم!!!
اما خوب... درسته که اونجور که از عکس برمیاد من داشتم آشپزی هم می کردم اما نکته ی اصلی درباره ی کتاب ها بود که اسمشون گولتون زد! اینا هیچ ربطی به مدرسه ندارن. قصه از اینجایی شروع شد که یه روز که داشتم برای هزار و هفتصدمین بار کامنت های وبلاگم رو چک می کردم (خوب من سندرم خود- کامنت - چک کنیِ مزمن دارم!!!)، دیدم یه کامنتی برام اومده تو مایه های اینکه اگر دوست دارین تو رادیو با هم همکاری داشته باشیم یه خبر به ما بده! من اولش فکر کردم از این کامنت کیلویی هاست که روزی دو سه تاش به دستم می رسه که آمار بازدیدم رو ببرم بالا یا میلیونر شم با یه کلیک یا چه سایت خوبی به من سر بزن و اینا!! اما یه جسی بهم گفت ایمیل بزنم و بپرسم. که همین کار و کردم. و دیدم چه خوب شد که این کارو کردم!! چون کامنت گذارنده(!) شخصیت حقیقی داشت و حرفشم واقعا جدی بود. (سلام آقای الف!) خلاصه ش رو بگم ایشون وبلاگ منو  خونده بودن و پیشنهاد این بود که در رابطه با بخشی که مربوط به ورزش کودکانه باهاشون همکاری کنم و آیتم طنز بنویسم. که طی یه پروسه ای که حال ندارم بگم (!) پیشنهاد اول رو رد کردم و چسبیدم به دومیه ک ه قرار شد قسمتی از بخش بازی بچه ها که شامل معرفی بازی ها و هدفشون و اینا می شه به عهده من باشه. ابن کتابارم که می بینین نشون می دن که من داشتم تند و تند ناقصی های آیتم ها رو می نوشتم که یادم افتاد یه شوهری هم دارم که الان خسته و یخ زده از سر کار میاد و اگر بوی شام توی خونه نباشه خیلی ستمه در حق گرسنگی ش!! اینه که با یه دستم می نوشتم و با دست دیگه م خورش قیمه م رو هم می زدم و در این حین هم مواظب بودم کتاب های امانتی توی دستم هم قیمه ای نشن!! تازه اگر هم دقت کنین می بینین که رب رو اشتباهی از ته اش باز کرده م! :))))

و اما عکسی که قولش رو داده بودم: (عکس برداشته شد!)
چیه؟ خوب دکنه توقع داشتین عکس خودمو همچین رنگی و واضح بذارم اینجا؟؟ :|  تازه همینشم ورمی دارم زود.
عزیزززززززززززززم نی نی ریحان منو ببینین چه خانوم شده ه ه ه ه

یه چیز دیگه برای اونایی که تو خبرنامه ی اینجا عضون. هرچندوقت یه بار اسپم هاتون رو چک کنین آخه ایمیل خبرنامه می ره تو اسپم! :|  مثل همین یکی دو روز پیش که من فوتوبلاگ رو آپدیت کردم اما ایمیلش هوتوتو شد!!

زت زیاد!

برچسب ها: عکس ، عکاسی ، رادیو ، نی نی ریحان ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 1390/11/5 17:53

 

تعداد کل صفحات ( 6 ) 1 2 3 4 5 6